
ارتقاء عقول در زمان ظهور
نیمه شعبان 1434هـ.ق
ارتقاء عقول در زمان ظهور
7اینکه مدام بنشینیم و بگوییم یا حجة ابن الحسن، چه فایدهای دارد؟! خیلی خوب، امسال هم مثل سال دیگر میگوییم یا حجة ابن الحسن. حضرت میگویند: بسیار خوب، حالا ظهور کردم، شما میخواهید چه گلی بر سر من بزنید؟! اگر من ظهور کنم، شما مثل آن خراسانی هستید یا مثل هارون مکی شدهاید؟ اگر مثل آن خراسانی هستید که این همیشه در طول تاریخ بوده است! نماز خواندن که هنر نیست، روزه گرفتن که هنر نیست، حج انجام دادن که هنر نیست، بنیعباس و بنیامیّه هم انجام میدادند و دیگران هم انجام میدهند و همیشه هم انجام میدهند؛ ولی این که هنر نیست! پس چرا تابهحال من باید غیبت کنم؟ چرا من نباید ظهور کنم؟ چرا من باید مثل جدّم امام صادق همینطور ساکت بنشینم؟ اگر قرار بر قیام و ظهور بود چرا اجداد من قیام نکردند؟ چه فرقی بین من حجة ابن الحسن و بین پدرم امام عسکری است؟ هر دو امام هستیم و تفاوتی نمیکند! چه فرقی بین من و جدّم امام رضا است که در همان حکومت مأمون سکوت کرد تا بالأخره مأمون او را شهید کرد؟ چه فرقی بین من و اوست؟ هیچ! یک شخصیت در دو ظهور، فقط همین است! آن اسمش امام رضا بود و این اسمش حجة ابن الحسن، آن اسمش امام هادی بود و این حجة ابن الحسن، آن اسمش امام سجاد بود این حجة ابن الحسن؛ هیچ تفاوت دیگری نمیکند و هیچ فرقی در اینجا ندارد.
توجه میکنید؟! نشستن، جشن گرفتن، سمینار تشکیل دادن، افراد را از اینطرف و آنطرف دعوت کردن و... خوب است و نمیگویم اینها نباشد؛ ولی چقدر ما خودمان را در اینگونه مجالها به مکتب آن حضرت نزدیک کردیم؟ چقدر خودمان را به افکار حضرت و به اخلاق حضرت نزدیک کردیم؟ چقدر به تصرفات در امور خارجی نزدیک کردیم؟ چقدر کارهایمان را براساس تعقل انجام دادیم؟ آیا هنوز ما براساس احساسات داریم حرکت میکنیم؟ آیا هر کس گفت که این کار را بکن، ما هم میکنیم؟ بله، میکنیم! آیا هر کس گفت که این کار را نکن، نمیکنیم؟ بله، نمیکنیم! پس این با 1100 سال پیش چه تفاوتی کرد؟!
