اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار

0
جلسات
نسخه عربی

اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار

12
  • انسان، مستعدّ برای رفتن به أسفَلُ‌السّافلین و رسیدن به أعلَی‌علّیّین

  • و صحبت این است که این یک مقامی است که برای انسان مسدود نیست. این انسان، یک اُعجوبه‌ای است از همۀ اُعجوبه‌ها عجیب‌تر! همین انسان یک‌وقتی می‌رود به اسفل‌السّافلین، یک‌وقتی می‌رود به أعلیٰ‌علّیّین؛ این کبوتر را شما رهایش کن، یک‌مرتبه خودش را می‌زند می‌رود ته چاه و در آنجا خودش را زندانی می‌کند و در قاذورات و تاریکی و... ؛ و یک‌مرتبه پر می‌زند می‌رود به آسمان، به جایی که دیگر انسان اصلاً آن را نمی‌بیند. فقط فارق بین او و این، اندیشه و اختیار و همّت است.

  • ﴿هَلۡ أَتَىٰ عَلَى ٱلۡإِنسَٰنِ حِينٞ مِّنَ ٱلدَّهۡرِ لَمۡ يَكُن شَيۡ‍ٔٗا مَّذۡكُورًا * إِنَّا خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ مِن نُّطۡفَةٍ أَمۡشَاجٖ نَّبۡتَلِيهِ فَجَعَلۡنَٰهُ سَمِيعَۢا بَصِيرًا﴾.1

  • همین! ما انسان را خلق کردیم و او را سمیع و بصیر قرار دادیم و او را مورد تکلیف قرار دادیم؛ این شد انسان! حالا اگر این‌طرف را اختیار کند، می‌رود و محو و فانی در محمّد و آل محمّد می‌شود و «بِهم و بِجدّهم لا یُسترابُ» می‌شود؛ آن‌طرف را رها کند، آنجایی می‌رود که دیگر از هر بهیمه‌ای آشفته‌تر، از هر قبیحی قبیح‌تر، از هر زشتی زشت‌تر، و از هرچه تصوّر کنی پست‌تر می‌شود. بنابراین، عمدۀ اشکال کار انسان این است که انسان یک وجود خیلی مبهم و پیچیده است و هر کاری می‌کند باز هم آن موقعیّت خود که تمام قوا و استعدادات را من‌جمیع‌الجهات دارد، به فعلیّت نمی‌رسد! البته از این هم عجیب‌تر است!

  • فقر محض بودن پیغمبر صلّی اللَه علیه و آله در مقابل پروردگار

  • من یک کتابی می‌خواندم که در این کتاب ـ خیلی کتاب إلحادی است و همه چیز را انکار کرده بود؛ البته این کتاب را اینها می‌گویند از طرف خارج آورده شده ـ پیغمبر را یک آدم ساحر [دانسته]، آیات قرآن، احادیث و تمام حرف‌های پیغمبر را [سحر می‌داند]. من گفتم اصلاً این بدبخت نفهمیده است! ما که پیغمبر را به این معنا قبول داریم [به این خاطر است] که از خود هیچ نداشت و هرچه داشت از طرف پروردگار بود، هر کلمه‌اش از طرف خدا بود، این پیغمبر را معجزه می‌دانیم؛ اگر اینها از طرف خدا نبود و از طرف خودش بود، اینکه هزار هزار برابر عظمتش بیشتر بود! توجّه نکردید چه عرض می‌کنم؟! شما یک گنجشک را بردارید تماشا کنید، ما می‌گوییم گنجشک خیلی عجیب است! آخر چشم دارد، گوش دارد، زبان دارد، ادراک دارد، احساس دارد، قوّۀ غاذیه دارد، چه و چه و چه؛ و می‌گوییم: عجب، صنع پروردگار است! خیلی مهم است. امّا اگر این گنجشک تمام این معانی از خودش بود، یعنی واقعاً خودش بود، این اَعجب نبود؟! آن خدا بود دیگر! آن کسی که می‌گوید: پیغمبر ساحر بوده و دروغ بوده و این قرآن را از پیش خودش آورده است، پس هر آیۀ قرآن معجزه است، هر آیه! خب تو بیا آیۀ قرآن بیاور.2 پس این ساحر در هر آیۀ قرآن اعجاز کرده است، انسان باید بیشتر تعجّب کند؛ ولی علی‌کلّ‌تقدیر، انسان دست از اعجاز نمی‌تواند بردارد و آن کسانی که پیغمبر را از آن معنا به این معنا تغییر می‌دهند، برای انکار خودشان است و الاّ معجزه بودن در [اوست].

    1. سوره إنسان (٧٦) آیه‌ ١ و ٢. ترجمه:
      «آیا بر انسان عبور نکرده است زمانی که چیز قابل ذکری نبوده باشد * ما انسان را از نطفه مختلط و درهم آفریدیم، درحالی‌که وی را از حالی به حالی مبدّل ساختیم؛ تا در نهایت او را شنوا و بینا قرار دادیم.» (محقق)
    2. سوره بقره (٢) آیه ٢٣ و ٢٤: ﴿وَإِن كُنتُمۡ فِي رَيۡبٖ مِّمَّا نَزَّلۡنَا عَلَىٰ عَبۡدِنَا فَأۡتُواْ بِسُورَةٖ مِّن مِّثۡلِهِۦ وَٱدۡعُواْ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ ٱللَهِ إِن كُنتُمۡ صَٰدِقِينَ * فَإِن لَّمۡ تَفۡعَلُواْ وَلَن تَفۡعَلُواْ فَٱتَّقُواْ ٱلنَّارَ ٱلَّتِي وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلۡحِجَارَةُ أُعِدَّتۡ لِلۡكَٰفِرِينَ﴾نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ١٠:
      «و اگر شما در آنچه ما بر بندۀ خودمان محمّد به‌تدریج نازل نموده‌ایم در شکّ و تردید هستید، یک سوره به مثل آن بیاورید و غیر از خدا آنچه گواه و شاهد در این امر می‌یابید آنها را بخوانید و دعوت کنید؛ اگر شما مردمانی هستید که راست می‌گویید * پس اگر این کار را نکردید، و هیچ‌گاه هم نمی‌توانید بکنید، بنابراین از آتشی که آتش‌گیرانۀ آنْ مردم منکر و معاند می‌باشند و دیگر سنگ خارا که‌ خداوند برای کافران تهیّه و آماده نموده است، بپرهیزید!»