اهل بیت علیهم السلام ، راه اتصال بشریت به پروردگار
13ایمنی از تزلزل و خواطر، فقط با چنگ زدن به ریسمان محکم اهلبیت علیهم السّلام
و «بِهم و بِجدّهم لا یُسترابُ»؛ درهرحال، انسان تا اینکه یک جای محکمی نداشته باشد، به یک ریسمان محکمی دست نزند، از تزلزل و خواطر و خاطرات و آشوبها ایمن نباشد، سلامت پیدا نکند، و تا پایش جای محکم نباشد [به مطلب نمیرسد]؛ ﴿وَكُنتُمۡ عَلَىٰ شَفَا حُفۡرَةٖ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنۡهَا﴾.1 در رودخانههای بزرگ دیدهاید، آب رودخانه به بعضی از خاکها زده است و مقداری از آن رودخانه را از زیر برده است درحالیکه روی آب هم خاک است؛ انسان که برود، فرو میرود، چون خاک از زیر بیرون آمده است. قرآن میگوید قبل از این، خانههای خودتان را روی اینجاها بنا کرده بودید، اینجاها دیگر زیر نداشت، اصل نداشت؛ ﴿فَٱنۡهَارَ بِهِۦ فِي نَارِ جَهَنَّمَ﴾.2 این پیغمبر آمد شما را نجات داد، آمد برایتان یک خانه ساخت، این خانه را به اندازهای محکم ساخت که رفت تا پنجاه متری، صد متری زمین، از آنجا این بتنآرمه را ریخت و پایهاش از آنجا است؛ و تازه آنجا هم رفت اطمینان پیدا نکرد، گفت شاید آنجا هم زیرش آب باشد و... . خلاصه رفت کلنگ را به یک جایی زد که دیگر از آنجا محکمتر نبود. یک کوهی بود، یک سنگی بود که از آنجا هیچ [محکمتر نبود]، از آنجا بلند کرد و این دین و شریعت و قاموس را برای ما بیان کرد.
پس اگر حرکت بکنیم میرسیم، و إنشاءاللَه به همان مطالبی که حضرت صادق علیه السّلام به [آن مطالب] رسید، به همان انسان کاملی که وقتی که جنازۀ آن حضرت را حرکت دادند در روز بیست و پنجم [شوال] و در مدینه دفن میکردند، میگویند آن روزی بود که تمام مدینه تعطیل شد، خیلی مفصل است. در پشت جنازه یک شاعری شعر میگفت:3
شعر شاعر عرب در تشییع جنازۀ امام صادق علیه السّلام
«من واقعاً نمیدانم که الآن این بدنی که میخواهد زیر خاک برود، این بدن کسی است که دارد زیر خاک میرود، یا تمام عالم با این بدن دارد زیر خاک میرود؟!»
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٠٣. امام شناسی، ج ١٣، ص ٣٠٩:
«و شما در لب پرتگاه گودال آتش بودید و خداوند شما را از آن برگرفت.» - سوره توبه (٩) آیه ١٠٩. معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣١٤:
«پرتگاهی که فرو ریزد و او را در آتش جهنّم داخل سازد.» - مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج ٣، ص ٣٩٨؛ مقتضب الأثر، جوهری، ص ٥٢:
«عن عیسیٰ بنِ دأبٍ قال: لمّا حُمِلَ أبوعبدالله جعفرُ بنُ محمّدٍ علیه السّلام عن سَریره و أُخرِجَ إلی البَقیعِ لِیُدفَنَ، قال أبوهُریرةَ [العِجلیُّ]:
[١] أقولُ و قَد راحُوا بِهِ یَحمِلونَهُ ** عَلَی کاهِلٍ مِن حامِلیهِ و عاتِقٍ
[٢] أ تَدرونَ ماذا تَحمِلونَ إلَی الثَّرَی ** ثَبیراً ثَوَی مِنْ راسِ عَلیاءَ شاهِقٍ
[٣] غَداةَ حَثا الحاثُونَ فَوقَ ضَریحِهِ ** تُراباً و أولَی کانَ فَوقَ الْمَفارِق»
امام شناسی، ج ١٦ و ١٧، ص ٦١٨:
«١ـ میگویم من درحالتیکه او را بردند که حمل کنند بر روی شانههای حملکنندگان و گردنهایشان:
٢ـ آیا میدانید شما چه چیزی را بهسوی خاک حمل مینمایید؟! آن کوه ثَبیر است که از فراز بلندی و ارتفاع، به درون زمینْ مسکن گزیده است.
٣ـ فرداست که خاکریزان بر بالای مرقد وی خاک بریزند، و بهتر آن بود که خاک را بر روی سرهای خودشان بریزند.»
- سوره آل عمران (٣) آیه ١٠٣. امام شناسی، ج ١٣، ص ٣٠٩:

