
یکسان بودن ظهور و غیبت بهواسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان
نیمه شعبان 1438هـ.ق
یکسان بودن ظهور و غیبت بهواسطۀ معرفت حقیقی به امام زمان
13یک وقت با مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ و اخویمان، جناب آقاسید محمّدصادق در کربلا با هم بودیم و ایشان به دست آقای حداد ـ رضوان الله علیه ـ عِمامه گذاشتند. آنموقع هنوز وقت معمم شدن ما نبود و دو سه سال جا داشت؛ ولی دلمان میخواست خود آقای حداد بر سر ما عِمامه بگذارند. آقای حداد رو کردند به من و گفتند: «عِمامه شما را هم ما میگذاریم!» دیگر دلمان خوش شد که بهبه، دیگر آقای حداد عِمامه میگذارد!
گذشت تا اینکه مرحوم آقا به مکّه مشرف شدند و از مکّه برگشتند و من هم شب
عید غدیر از قم به طهران آمدم. ایشان قبلاً به من گفته بودند و لباس هم تهیه کرده بودم، ولی باور نمیکردم به این زودی معمم شوم. با خودم میگفتم: سهچهار سال دیگر به کربلا میرویم و آقای حداد من را معمم میکند! شب عید غدیر مرحوم آقا من را صدا کردند و گفتند: «آقا سید محمّد محسن، بیا پایین کارت داریم!» آمدم، ایشان شروع کردند به صحبت کردن: «الآن وقت آن رسیده است که معمم شوید!» یکدفعه من ناراحت شدم: آقاجان، آقای حداد به من گفتند که عِمامه شما را ما میگذاریم؛ ولی شما میگویید فردا! یک قدری هم ناراحت شدم. ایشان گفتند: «آقا سید محسن! دستْ یکی است!» آقا تا این جمله را گفتند، یکدفعه من وا رفتم! سرم را پایین انداختم و گفتم: چشم!
اینکه آقای حداد میگویند: «من عِمامه سرت میگذارم» یعنی فردا هم من دارم میگذارم، ولی به دست پدرت. دستْ یکی است، دست آن ولایت است که این کار را انجام میدهد. من فکر کردم و دیدم که درست است، حقیقت و واقعیت مطلب هم همین است و گفتم: بله، چشم. بعدش هم دیگر نه اضطرابی داشتم و نه تشویشی! و نه اینکه شیطان بخواهد این وسط یکسری مسائلی بهوجود بیاورد.
ظاهرگرایی بزرگترین مانع معرفت به حقیقت ولایت امام علیه السّلام
وقتی مرحوم آقایی وجود دارد دیگر معنا ندارد من بگویم که احساس تکلیف میکنم که این کار را بکنم و آن کار را بکنم! اینجاست که ما گرفتار ظواهر هستیم، و این ظواهر، مانع و سدّ راه ما برای معرفت امام، برای معرفت ولایت و برای معرفت آن حقیقت میشود. این ظواهر باید کنار برود تا اینکه انسان به همان حقیقت و واقعیت که خود امام است برسد.
