
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (1)
امام عصر، یگانه مصداق علی و حسین زمان
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (1)
10حکایتی از اخلاص علامه طهرانی در مسئلۀ وجوهات شرعی
در زمان شاه بود، ما کوچک بودیم؛ ـ [اشاره به برخی از اطفال حاضر در مجلس]: اندازۀ همینها بودیم و بچهها ـ آقا از [کربلا] آمده بودند، مرحوم آقا از کربلا برگشته بودند و چند نفر از همین مسجدیها آمدند صبح برای دیدن زوّار. بعد یکی از اینها از وسط صحبت دست کرد توی جیبش، دست کرد، دست کرد یک چیز کلفت اینقدری اسکناس اینطور کلفت درآمد و نشست خدمت ایشان: «بفرمایید قربان!» حالا تصور میکنید عکسالعمل آقا چه بوده؟ من که گفتم الآن یکی میزند در گوشش! ولی آقا اهل رعایت [بودند] و بله، [فرمودند]: این چیست آقا؟
ـ قربان، این وجوهات است.
ـ بگذارید در جیبتان، شما تابهحال به کجا میبردید؟ از چه کسی تقلید میکنید؟
گفت مثلاً: از چیز. (ظاهراً آقای خمینی)
ـ ببرید پیش آقای سید محمد لواسانی ـ سید محمدصادق ـ1 [و] به ایشان بدهید.
آقا، این شد عین لبو! رنگش شد عین لبو [و] دیگر رفت سرجایش نشست و تربیت شد؛ مؤدب باید باشی، این چیست؟! بعد وقتی خواست برود ایشان در گوشش گفتند: «نام مرا هم نمیبرید!» این میشود اخلاص! اینها را باید یاد بگیریم، این روشها را باید یاد بگیریم. توجه کردید؟
حالا کسان دیگر باشند ـ خودمان دیگر آقا، بالأخره خودمان بابا توی کاریم دیگر، اینکه دیگر کار و برنامۀ ما است ـ: «عرض سلام ما را هم خدمتشان ابلاغ بفرمایید!» عرض سلام! [اما ایشان فرمودند]: «نام مرا هم نمیبرید!» توجه میکنید؟ آخر این میشود آقای آسید محمدحسین، این میشود همان کسی که باید برسد. اینها همین کارها را کردند دیگر، همین کارها را کردند، همینطوری که آدم صبح بلند نمیشود از زیر بتّه یکدفعه بشود عارف! بالأخره کار دارد، حساب و کتاب دارد. منِ پسر آقا و شما هم فرق نمیکنیم، راه یکی است؛ منِ پسر علامه عمل کردم به من هم میدهند و اگر عمل نکردم شما کردید، به شما میدهند به من نمیدهند! خدا شوخی ندارد، شوخی ندارد، همۀ بندگانش پیش خدا، پیش او یکسان هستند، همۀ آنها.
- آیةالله سید محمدصادق لواسانی در آن زمان وکیل علَیالإطلاق آیةالله خمینی بودند. (محقق)
