
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
و جایگاه نماز جمعه و حج در اسلام
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
4تأکید بزرگان بر گذاشتن عمامه هنگام نماز
[در] سابق رفقا یادشان است که مرحوم آقا ـ حاجآقا جلال که باید یادشان باشد ـ به رفقا میگفتند که:
وقتی میخواهید نماز بخوانید، یک عمامه به سرتان ببندید!
[خطاب به حاجآقا جلال]: یادتان میآید؟ [در] مسجد قائم!
خدا رحمت کند آسید مرتضی که او عمامۀ سبز داشت. ولی بقیه یک چیزی، یک متر، نهاینکه حتماً یک چیز اینقدری! نه، مثلاً یک یک متری بهاصطلاح دوْر سرشان میبستند و سفید، [مرحوم آقا] میگفتند: «سفید باشد یا زرد باشد.» چون خود رسولالله عمامۀ سفید داشتند، عمامۀ زرد داشتند. اصلاً پیغمبر عمامۀ سیاه نداشتند؛ این سیاهها را ما درآوردهایم! چیزهای سیاه را. عمامۀ پیغمبر زرد بود، سفید بود، سبز بود، ـ سبز بود! ـ1 که برنامهاش مشخص است؛ [جریان] امیرالمؤمنین و غدیر و اینها که مشخص است.2و3
بیان برخی از آداب نماز جمعه
و آنجا باید، واجب است که نماز جمعه خوانده بشود، و به دو رکعت، و قبلش خطیب صحبت بکند، مسائل اخلاقی، عرفانی، ولایی، آنچه که مورد ابتلاء است، احکام! احکام شرع بیان بکند و خلاصه مجلس را حال بیاورد. اشعاری اگر دارد [بخواند]؛ بزند زیر آواز، بزند زیر آواز! اشعار مولانا ـ بهبه! ـ بیاورد بردارد از آنجا.
عجیب اینجاست که این جناب مولانایی که بله، مورد تکفیر عدهای نابخرد قرار گرفته، مرحوم علامه مجلسی اول، ملاّ محمدتقی، ایشان در رسالۀ روضة المتّقین، در آنجا وقتی که در بحث نماز جمعه میآید ایشان میگویند:
بهتر است خطیب از اشعار آبدار مولانا، مثنوی، بیاید برای مردم [بخواند]!4
عجب! حضرت علامه، اینهایی که پس میگویند چه، تکفیر...؛ چطور شما آمدید و در اینجا دارید تشویق میکنید، ترغیب میکنید افراد را؟! آنجا دارد: «اشعار مولانا [را] بیاید بخواند برای [مردم]!» اصلاً ببینید چه وضعی پیدا میکند، نماز جمعه چه میشود؛ یک نماز جمعهای میشود که وقتی تمام شد تا یک هفته انسان هِی انتظار جمعۀ بعد را میکشد! چه خبر میشود؟!
بلند شود بیاید خطیب از آن روایات امام صادق، امام رضا، امیرالمؤمنین، امام سجاد، از صحیفۀ سجادیه بلند شود بیاید برای مردم بگوید، از کلمات قصار موسی بن جعفر به هشام،5 بیاید راجع به مسائل عقل و جهل، بیاید برای مردم بیان کند، از مطالب واردۀ از ائمۀ معصومین، بعد هم این را همراه با حکایات لطیف و طُرفه و اشعار مناسب بیاید برای افراد اینها را بخواند، بیان بکند.
- رجوع شود به مکارم الأخلاق، ص 35؛ الأنوار فی مولد النّبی صلّی الله علیه و آله، ص 235.
- رجوع شود به الکافی، ج 6، ص 461؛ فرائد السّمطین، ج ١، ص ٧٥ و ٧٦.
- جهت اطلاع بر روایات وارده در استحباب عمامهگذاری رجوع شود به مکارم الأخلاق، ص 104 و 119؛ دعائم الإسلام، ج 2، ص 154؛ جامع الأخبار، شعیری، ص 77؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج 12، ص 293؛ شعب الإیمان، ج 5، ص 176.
همچنین جهت اطلاع بیشتر از روایات وارده در باب عمامهگذاری و تأثیر آن در عزّت مسلمین و اجر نماز با آن، رجوع شود به امام شناسی، ج 9، ص 283 ـ 293. - روضة المتّقین، ج 4، ص 278:
«فَیَنبَغی أن یَصحَبَ فی السَّیرِ مِن کُتبِ الحُکماء الإلهیّینَ مِنَ المثنویِّ و الحدیقةِ و أمثالِهما لِیَکونَ سَیرُه سفراً إلَی اللهِ تَعالیٰ... .»
لوامع صاحبقرانی، ج 4، ص 566:
«و مشهور است استحباب بلاغت خطیب به آنکه سخنان فصیح را مناسب احوال حاضران به ایشان رساند، ... و اگر مناسب داند سخنان حکیمانۀ تازه که تأثیرش بیشتر باشد ذکر کند؛ چنانکه در روایت حَسنِ کالصّحیح از حضرت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه منقول است که فرمودند که: ”ترویح کنید نفوس خود را به حکمتهای تازه! بهدرستیکه نفوس را کلال و ماندگی دست میدهد چنانکه بدن را دست میدهد.“ و از این جمله است اشعار محقّقان مثل حکیم غزنوی و حکیم رومی و عطّار و غیر ایشان.» - تحف العقول، ص 383 ـ 402.
