
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
و جایگاه نماز جمعه و حج در اسلام
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی ـ قدسّ سرّه ـ در شرح فقرۀ «لا یُشرِکُ بِکَ شَیئًا» از دعای شریف افتتاح، به بررسی خصوصیات و ویژگیهای حکومت امام زمان پرداخته و در اثناء این مبحث، به دو مسئلۀ مهم نماز جمعه و حج ورود میکنند. استاد به دیدگاه علامه طهرانی و نیز نظر فقهی خودشان مبنی بر وجوب عینی و تعیینی صلاة جمعه در همۀ اوقات اعم از زمان ظهور و غیبت و نیز در صورت تشکیل یا عدم تشکیل حکومت اسلامی، اشاره کرده و به بعضی از آداب نماز جمعه میپردازد. در بخش دیگری از این بیانات به اهمیت مسئلۀ حج و اهتمام ائمه علیهم السلام به آن اشاره شده و استاد، اعتقاد خود مبنی بر وجوب مطلق حج را توضیح میدهد. توضیح معنای فقرۀ «یَعبُدُکَ لایُشرِکُ بِکَ شَیئًا»، علت نبودن ترس و اضطراب در زمان ظهور، ذکر برخی تفاوتهای حکومت امام زمان با دیگر حکومتها از دیگر مباحث این جلسه میباشد.
شرح فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر علیه السّلام (2)
14نماز در مسجد میخوانی، یکی میآید پشتسرت [که] چه کسی هستی، چه هستی؟! مرحوم آقا میگفتند:
ما مشهد رفتیم [و] برگشتیم با آقای حداد، با آقای میلانی [ملاقات کردیم]، آمده طرف سؤال میکند: «با آقای میلانی هم ارتباط داشتید؟»
(ایشان [گفتند]): شما مفتّشاید یا...؟! شما مفتّشاید؟!
ـ نه، نه، نه! قربان، ما خواستیم سؤالی بکنیم!
ـ به شما چه مربوط است ما با چه کسی ارتباط داشتیم با چه کسی نداشتیم؟!
آن زمان اینطوری بود دیگر، حالا إنشاءالله که نیست! ولی آن زمان بود. توجه میکنید؟! «شما مفتّشاید؟!»
نماز آدم میخواند، میآیند پشت سرش، هر کاری انجام میدهد، جلسه دارد، [بررسی میکنند که]: «در جلسه چه دارد میگوید؟ چه حرفی میزند؟» رفاقت [او را بررسی میکنند]: «رفیقهایش چه کسانی هستند؟ با چه کسانی ارتباط دارد؟»
حالا مرحوم آقا که اصلاً [مشهور] نبودند، همان دوستانشان همین، آن زمان حاجآقا جلال بودند، آقای اشکوری و یک عدۀ محدودی اتفاقاً بودند، مثل اواخر عمر نبود، یک عدۀ خاص و اینها بودند. توجه میکنید؟!
حرّیت و آزادی در زمان ظهور
در زمان امام زمان دیگر این حرفها نیست! دیگر نه کسی از انسان سؤال میکند و نه کسی برای انسان پرونده در فلان نهاد باز میکند؛ پروندهای نیست، سؤالی نیست، کتابی نیست، دفتری نیست، بایگانی نیست! [امروزه میگویند]: «این را بایگانی کنیم تا یک روز دربیاوریم و بهدردمان بخورد!» همۀ اینها کنار میرود.
«یَعبُدُکَ لا یُشرِکُ بِکَ شَیئًا!» دیگر هیچ نیرویی که بتواند برای بیان حق و برای اقدام حق و برای رفتار حق بخواهد موجب وقفۀ حرکت انسان و سالک بشود، هیچ نیرو وجود ندارد! به همهجا... . البته این یک مرتبۀ پایینی از این فقره هست که توفیق صحبت با رفقا را داشتیم و اینها، وإلاّ این دیگر درجات [و] مراتب دیگر دارد که ظاهراً دیگر توفیق حضور با رفقا را ما تا یکی دو روز دیگر نداریم و إنشاءالله قرار بر این است که جمعه دیگر مراجعت کنیم. حالا تا خدا چه بخواهد و دیگر کِی توفیق پیدا بکنیم که باز سر رفقا را درد بیاوریم با این مطالب و اینها.
