اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد

حقیقت ابتهاج عرفانی در عاشورا و اطاعت تربیتی از ولیّ الهی

16586
جلسات
نسخه عربی

ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد

11
  • نقش عاشورا در هموار کردن مسیر سالکان

  • اصلاً یکی از اسراری که در تمام داستان کربلا بوده و برای ما بیان شده این است که دست ما‌ها را بگیرند! اصلاً کسی تا حالا به این فکر کرده؟ یعنی کربلا ایجاد شد که راه ما به‌سوی خدا باز شود. امام حسین راه ما را باز کرده، سیر سلاّک را به‌سوی خدا باز کرده، موانع این راه را برداشته، موانعی که برای سالک پیش می‌آید سیدالشهدا آن موانع را آمده کنار زده!

  • إن‌شاءالله خدا قسمت کند کم‌کم بعضی از این مسائل بعضی از این مفاهیم را خدا به ما بچشاند، خدا به ما بفهماند آن‌وقت می‌فهمید که آقای حداد برای چه آن ابتهاج و آن انبساط عجیب را در روز عاشورا پیدا می‌کردند.

  • ما در روز عاشورا نشسته بودیم (تو را به خدا ببینید چه حرف‌هایی می‌زنند!) یک‌دفعه ایشان می‌گفتند: «بلند شوید بروید، همه بلند شوید بروید به استقبال دسته از طویریج که می‌آمد» ـ یک دسته‌ای هست که از چند فرسخی با پای برهنه می‌آیند ـ ایشان فرمودند: «سیدالشهدا به این دسته نظر خاص دارد» ما همه، خودشان البته در منزل می‌نشستند، ما و مرحوم آقا، کسانی که در آنجا بودند، ده یا پانزده نفر، همه حرکت می‌کردیم می‌آمدیم آنجا بعد هم این دسته می‌آمد و می‌رفت و نیم ساعتی آنجا می‌ایستادیم و خب این عزاداری را می‌دیدیم و برمی‌گشتیم، بعد [درست است که بگوییم] ایشان در روز عاشورا خوشحال است؟!

  • خلاصه اینها مطالبی است که انسان باید مواظب باشد! اینجا پا روی دم شیر گذاشتن است! این ولیّ خدا این اولیاء خدا اینها حرم خدا هستند قُرُق‌گاه خدا هستند، خدا نسبت به اینها حساب دیگری دارد و انسان باید مواظب باشد و این‌همه هم ما در روایات داریم1. خب بابا وقتی که یک شکی، شبهه‌ای، ظنی پیش می‌آید باید آدم حمل به صحت کند، ظاهرا ما همه این حرف‌ها را فقط مثل‌اینکه خواندیم و برای مردم هم می‌گوییم ولی اصلا انگار نه انگار که ‌چنین مطالبی برای خودمان هم هست!

    1. اصول کافی،ج 2، ص 352؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عیله و آله وسلم قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي...؛ الله شناسی،ج 1، ص 28؛ هر كس كه به يكى از اولياى من اهانت كند تحقيقاً مرا در كمينگاه جنگ با خود واداشته است‌؛ همان مصدر، لَمَّا أُسْرِيَ بِالنَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم قَالَ: يَا رَبِّ مَا حَالُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَكَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ وَ أَنَا أَسْرَعُ شَيْ‌ءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِيَائِي‌...الله شناسی،ج 1،ص 281؛ چون پيامبر را به معراج بردند گفت: اى پروردگار من! حالت مؤمن در نزد تو چطور مى‌باشد؟! و در جواب، خداوند فرمود: يَا مُحَمَّدُ! ... و بجز آنكه خداوند مى‌گويد: «من در سرعت براى نصرت اولياى خودم از همه چيزها سرعتم بيشتر است.؛ قالَ رَسولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إنَّ اللَّهَ تَعالَى قالَ: مَنْ عادَى لى وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْب؛ ‌