
ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد
حقیقت ابتهاج عرفانی در عاشورا و اطاعت تربیتی از ولیّ الهی
پاسخ به دوشبهه مهم پیرامون برخی مطالب در کتاب «روح مجرد» علامه طهرانی، موضوع اصلی این سخنرانی است. شبهه نخست، سوءبرداشت از تعبیر «ابتهاج» مرحوم حداد در روز عاشوراست که حضرت آیةاللّه سید محمدمحسن حسینی طهرانی رضوان اللّه علیه میفرمایند: برخی آن را با شادی و سرور عرفی اشتباه گرفتهاند، درحالیکه مراد و مقصود، انبساط روحی عارف در برابر عظمت و عمق واقعه عاشورا است. شبهه دوم، بحث اطاعت بیچونوچرای علامه طهرانی از استادش مرحوم حداد است، که برخی آن را خلاف شرع پنداشتهاند. حضرت آیةاللّه طهرانی درپاسخ به این شبهه میفرمایند: مراد از اطاعت بیچون و چرا، اعتماد مطلق تربیتی و معنوی به ولیّ الهی است، نه نقض احکام شرع. حضرت استاد با بیان سیره عملی مرحوم حداد، تعبد دقیق ایشان به احکام، و مشاهدههای عینی از تقیّد ایشان، اثبات میکند که بزرگانی مثل ایشان نه تنها مخالف شرع عمل نمیکردند، بلکه از متعبدترین افراد به ظواهر شریعت بودند.
ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد
7یک دکتر آلمانی متخصص قلبی بود که یک وقت سابق من شرح حالش را میخواندم،. بعد این آقا در یکی از این عملهایی که انجام میدهد یکدفعه به سرش میزند و صاف کارد را میزند و قلب را بالا میاندازد و بالا پایین میکند و میگوید میخواهم ورزشش بدهم بعد بگذارم این داخل! یکدفعه آسیستانتها1 و اینها عجب چی شد؟!
آقا این بدبخت این وسط مُرد! برخی افراد میروند به دولت میگویند این مثلاینکه خلاصه یک قدری مشکلی برایش پیش آمده و دیگر ممنوعش میکنند. دیوانه یکدفعه وسط کار به سرش میزند درست شد؟!
ولی وقتی شما میروید میگویید: «من اعتماد دارم اگر قلب من را هم درآوردی، نهاینکه تو درمیآوری، نه! یعنی اینقدر من به تو اعتماد دارم که اگر هم بخواهی این کار را بکنی من میدانم این کار تو از روی حکمت است و بیخود نمیکنی، کارت، عملت، تخصصت، تعهدت، این به این کیفیت است.
وقتی ایشان میگویند اگر شما بگویید «این لیوان خون را بگیر و بخور» یعنی چه؟ یعنی من شما را در حدی میدانم که تمام وجودم را به شما سپردم، نهاینکه شما بگویید خون بخور! خب [منظور] که این نیست! میگوید من تمام وجودم را به شما سپردم، تمام علم خودم را در اختیار شما گذاشتم، تمام آن ذهن و[فکر] را به شما سپردم. چون نظر ایشان نسبت به مرحوم حداد اصلاً نظر عجیبی بود!
من تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند، مانند تعبیری که نسبت به آقای حداد میآوردند ندیدم که نسبت به اینهمه اولیاء و بزرگان و افرادی که ایشان در دور و برشان بودند ـ امثال مرحوم علاّمه طباطبائی، آقا سید جمال گلپایگانی، مرحوم آقا شیخ محمد جواد انصاری، آقا سید عبدالهادی، آقا شیخ عباس هاتف ـ و سایر افراد دیگری هم که همه از اولیا و بزرگان بودند، بیاورند. اصلاً آن تعبیر قابل مقایسه با بقیّه نبود؛ یعنی ایشان تعبیری میآوردند ما را صاف در فکر میبردند، این قضیه چیست؟ این چه داستانی است؟ یک آهنگر، آهنگری که فرض کنید که کارش همین ساختن [نعل] و آهنگری و این چیزهاست.
- بمعنی دستیار (assistant).
