اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد

حقیقت ابتهاج عرفانی در عاشورا و اطاعت تربیتی از ولیّ الهی

16586
جلسات
نسخه عربی

ذکر برخی شبهات و پاسخ به آن در رابطه با کتاب روح مجرد

8
  • عرض کردم چنین شخصیتی، ‌چنین مطلبی را بیان می‌کند، خب این چه خبر بوده؟! آنچه را که ما مشاهده کردیم، آنچه را که مرحوم آقا در این بیست و هشت سال در خدمت ایشان بودند، آیا اصلاً امکان داشت که مرحوم آقای حداد بگوید حتی یک مکروه انجام بده؟! گفتم که ایشان می‌گویند آب روی پشت بام را قطع کنید چون این آب با آفتاب گرم شده و مکروه است، توجه می‌کنید؟!

  • پس بنابراین این مسئله اصلاً فقط به معنای اعتماد و اطمینانی است که یک شاگرد نسبت به یک استاد خاص دارد نه نسبت به هر شلغم فروشی که چنین مسائلی را مطرح بکند که الحمدلله زیاد هم هست! این یک مساله.

  • ابتهاج عاشورایی، یعنی تعظیم و تحسین مقام سیدالشهداء 

  • اما قضیه‌ای که مربوط به داستان عاشورا است، قضیه این است که ما دو طور انبساط و ابتهاج داریم. یک وقتی مسئله، مسئله سرور و شادی و خنده است، مثل سروری که در شب عروسی هست؛ می‌گویند، می‌خندند، صحبت می‌کنند، دست می‌زنند، صلوات می‌فرستند، کف می‌زنند، خب این سرور است. یا اینکه شما فرض کنید با رفیق‌تان نشسته‌اید و می‌خندید و این حرف‌ها، یا اینکه یک نفر جوکی، مزاحی می‌کند و شما می‌خندید، که این خنده است، این خنده را می‌گویند سرور، خنده و خب زیاد است دیگر. مثل‌اینکه فرض کنید من الآن صحبت کردم راجع به یک مساله و شما همه خندیدید.

  • یک دفعه صحبت، صحبت ابتهاج است یعنی چه؟ یعنی انسان نمی‌خندد، اصلاً جای خنده نیست، مثلاً فرض کنید یک مثال پیش پا افتاده: بچه شما مدرسه رفته است و آخر سال وقتی که کارنامه‌اش را می‌آورد شما نگاه می‌کنید می‌بینید بَه! نمره بیست، معدل بیست شما آن ‌موقع شروع می‌کنی هرهر خندیدن؟! نه! جای خنده نیست، بلکه می‌گویید: بارک الله! بارک الله! عجب! چه نمره‌ای! این را می‌گویند ابتهاج. این با خنده و سرور دوتا است. آن سرور برای شب عروسی است ـ البته از ما گذشته است و شب عروسی دیگران است و ما باید به دیگران بخندیم! نمی‌دانم؛ شاید هم از ما نگذشته باشد! بالاخره آقا دکتر بهتر می‌دانند ما باید این چیزها را از ایشان سوال کنیم و ایشان شهادت بدهند یا ندهند دیگر خلاصه این مسئله هست ـ این می‌شود سرور، سروری که مربوط به عروسی و مثلاً خنده و شادی و فرزندی خداوند به انسان داده می‌خندد، مزاحی کسی با انسان می‌کند می‌خندد اینها همه سرور است. ولی وقتی که کارنامه بچه را می‌آورند به شما می‌دهند شما نمی‌خندید، تعجب می‌کنید به‌به! عجب عجب، بارک الله! او را تحسین می‌کنید دست به پشت او می‌زنید که این کار را کردی، این می‌شود ابتهاج.1

    1. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به روح مجرد ص78 ـ 87.