
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
13گفتند سالك باید رِند باشد، سالك باید رِند باشد. عرایض من را رفقا میگیرند! هان! نباید كاری انجام بدهد كه خودش را در اختیار مردم بگذارد! چرا؟ چون توقع مردم و سطح انتظار مردم سطح انتظار بالایی است ولی اینها در همین سطح پایین هستند. آن یكی دلش درد میكند، آن یكی آپاندیس گرفته و این یكی ... آقا دعا كن! آقا دعا كن! آقا دعا كردی خوب نشد!
گاهی نامه میدهند برای من میگویم خدا انشاللَه خوب میكند دوباره میگوید آقا ما برای شما نوشتیم ولی خوب نشد! خب به من چه مربوط است؟ من دعا میكنم. مگر شما از ما توقع داری؟ این چه توقعی است كه بنده بلند شوم ... من كی اعلام كردهام كه هر كس بیماری دارد بلند شود بیاید ... بیماری دكتر دارد برای خودش، مطب دارد، كار دارد. بعضی از بیماریها نباید خوب بشود. بعضی بیماریها نباید خوب شود. آیا ما راهی جز راه اولیاء خدا و ائمه و پیامبران را باید طی كنیم؟ خون ما با خون آنها فرق میكند؟ ما دو تا فرمول و دو تا آمپول و قرص بلدیم آن انبیا [و اولیا] كه میزدند عالم را كُن فیكون میكردند، چرا آنها اینكار را نكردند؟ چرا باید فرزند آقای حداد جلوی چشمش بمیرد و ایشان هیچ كاری نكند؟ چرا بچه های ائمه مثلا پسر امام سجاد بیافتد در چاه (چاهی كه درش را نگذاشته بودند و تقصیر آن شخصی بود كه در معبر بود) و خفه بشود؟ حضرت سجاد چرا زندهاش نمیكند؟
حضرت سجادی كه ریسمان بین مبداء و بین خلق است، ریسمان بین رب و بین خلق امام سجاد است، چرا بچهاش جلوی چشمش اینطور از بین میرود؟ چرا؟ چون بنا نیست، بنا نیست اینطور باشد.
برای همه اولیاء خدا ...، مگر دختر مرحوم آقا (خواهر ما) در نجف فوت نكرد؟ مگر پسر دوساله ایشان، سید محمد جواد، بچه دو ساله، یا كمتر، مگر توی حوض نیافتاد؟ چقدر مرحوم آقا دوستش داشتند، هر كسی او را میدید ایشان میفرمودند این قیافهاش مثل عیسی بن مریم است، این اصلا نور است ... و واقعا هم همینطور بود، یك هالهای داشت از نور، انگار یك هالهای از نور داشت و هر كس بچه را میدید میگفت این اصلا چیز عجیبی است، این یك حالت عجیبی دارد، این وضعیت استثنایی دارد.
