
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
31وقتی خودش نمیخواهد من چكار میتوانم بكنم؟
آقای شیخ كذا (یكی از همان شیاطینی كه گفتم) كه در زمان مرحوم آقا هدیههایی كه برای مرحوم آقا میفرستاد توسط من پس فرستاده میشد! رفیق صمیمی آقایان قرار میگرفت، میگویم آقا این حرفی كه ایشان زده كه فلانی در قم گفته بگو جلوی ما بگوید.
نه من خودم تحقیق میكنم!
آقا تحقیقت تو را به اینجا رساند! خب بگو بیاید.
آقا این چه ترسی است؟ چرا انسان از بیان مطلب فرار كند؟ چرا از روشن شدن مطلب فرار كند؟ اینجا من دیدم دیگر بله خلاصه مثل اینكه دیگر پرونده ما دارد بسته میشود. حالا نیاز به توضیح بیشتر ندارم، بالاخره شد آنچه كه شد.
اما من چه كردم؟ كسانی كه به بنده گفتند ولی هستی! گفتم آقا بنده نیستم. گفتند ما معتقدیم! گفتم معتقدید! خیلی خب خودت میدانی و خدای خودت ولی هیچ تضمینی نیست از طرف من نسبت به تو در روز قیامت. اما اگر من ولی هستم شما حق گفتن این مطلب را حتی در یكجا هم نداری. مگر نمیگویی من ولی هستم! خب این آقا ولی، این بنده كه دارید میبینید! ولی هستم ...، خب حالا برای اینكه عقدهمان نشود گاهی اوقات به ما بگویند ولی! بالاخره تا از دنیا نرفتهایم به ما هم بگویند! الان دیگر ما عقدهمان نیست! چون كه عدهای به ما گفتند دیگر! بله الان ما دیگر عقده نداریم!
بنده شنیدم از همین اخوی: (كار من را نگاه كنید كار ایشان را هم نگاه كنید) آقای فلان آمده در مشهد به فلانی گفته اگر قرار است ولی باشد در قم است! گفتم به آقای فلانی بنده گفتهام حق نداری چنین حرفی را بزنی چطور چنین حرفی زده؟ و گفتم من میروم پیگیری میكنم. ایشان گفت نه! گفتم نه نداریم، من میروم. گفتم من نه ندارم، تو من را میشناسی، من نه ندارم، چون گفتی من باید بروم پیش طرف، یا نگو یا اگر گفتی، من پیگیری میكنم.
