
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
33حالا هم عزیز من خدا راه را نبسته، راه توبه باز است، هر كس بیاید توبه كند، هر كس بیاید اعتراف بكند، به شرطی كه توبه كند و ضررها و تالمهایی را كه به واسطه این انحراف و خیانت در بین افراد بوجود آمده برود عذرخواهی كند، خدا میبخشد، خدا ارحم الراحمین است.
ولی نكند ما بدانیم و همچنان روی آن عقیده پا برجا باشیم كه این دیگر بیچارگی است. كه انسان بیاید یك گناهی را مرتكب بشود، یك خطایی را مرتكب بشود و بگوید من نكردم، من نكردم، این را خدا نمیبخشد.
خب این مطلبی بود كه مدتها بود رفقا به من میگفتند كه نمیدانم بعضیها آمدهاند و دروغ و جفنگیاتی درآوردهاند. گفتم اصلا اینها ارزش جواب دادن ندارد. گفتند آقا شبهه ایجاد كردهاند. گفتم بابا دروغ كه جواب ندارد! وقتی بیایند، من مىگويم دو دوتا چهارتا مىشود آنها مىگويند دو دو تا هفتتا مىشود! خب چه بگويم؟ مگر اينكه بگويم خدا شفايت بدهد! غير از اين چه دارم بگويم؟ تا بگویم میگویند دو دوتا هفت تا كی به كی است؟ یك جا نوشته بود دو دوتا شانزدهتا كی به كی است!!
خیلی خب خدا شفایت بدهد! خدا شما را شفا بدهد! خب همین دعا را میكنیم خدا انشاءاللَه شفایت بدهد! دعای خیر میكنیم و الان باز دوباره این را تكرار میكنیم، اگر شما معتقد به این هستید كه شخصی نه وصی بوده و نه ولی و همینطور كه معتقدید كه بنده نه وصی هستم نه ولی، خیلی خوب این را تفأل بخیر میگیرم، بسیار خوب بفرماید، پس دیگر سلام نكردن یعنی چه؟ به هم دیگر نگاه نكردن یعنی چه؟ قطع رابطه یعنی چه؟ خب هیچی، خب هیچی نیست دیگر! و نه اینطرف ولی و وصی دارد، نه آنطرف، البته اینطرف از اول خلاص هم بوده، مسئله حل شد. گفتم الحمدلله یك عدهای گفتند و دیگر عقده وصایت و عقده ولایت هم ندارم، قبلا به من گفته شده، لذا الان هم كسی به ما ولی نگوید، اگر كسی به ما نمیگفت الان برایمان [سخت!] بود. ای بابا همینطور كه نمیشود مفتی مفتی آدم در این دنیا بیاید و برود و ولی نشود!! نمیشود كه!! این نشد كه!! یك حسابی! یك كتابی! یك یال و كوپالی! یك طنابی! چیزی ما هم بالاخره نباید از این عناوین و عبارات یك حظی داشته باشیم؟! الحمدلله خدا قسمت كرده! خدا قسمت شما نكند، قسمت ما كرده قسمت شما نكند.
