اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

15114
جلسات
نسخه عربی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

11
  •  آمده و وصایتی آمده و ولایتی آمده و غدیر خمی آمده و امیرالمومنینی آمده ... انگار نه انگار، برو دنبال همان كسی كه آمده غصب خلافت كرده و در همانجا باش!. یا آن‌جور طی كنی یا نه حواست جمع باشد یك نفر دو نفر كه سهل است تمام مردم بیایند در یك‌طرف بایستند، نگاه كن ببین خودت چه فهمیدی، به این نگاه كن. خدا چقدر از تاریخ شاهد نشان بده؟ چقدر شاهد نشان داده؟

  •  خودم شاهد بودم كه می‌دیدم افراد برای زیارت آقای حداد و درك شب عرفه فوج فوج از ایران حركت می‌كردند به سوی كربلا و اتاقهای منزل آقای حداد مملو از دوستانی بود كه هر كدام برای تبرك از آن وجود مطهر و وجود مقدس بر یكدیگر سبقت می‌گرفتند. وقتی یك امتحان شد، یك نفر نماند، همه رفتند، اینها در چه مرتبه از درك بودند؟ آن رفت، آن رفت، آن رفت ... اینها خیلی برای ما موجب عبرت است هان!

  •  كسی كه خودش معتقد است این شخص ولی خداست، این شخص دارای این خصوصیات است، تو كه خودت شاهد بودی و با چشم خودت دیدی (من چند شب پیش این قضیه را در جلسات شبهای ماه مبارك رمضان گفتم) در زمان عبدالسلام عارف آمدند منزل مرحوم آیت اللَه حكیم را محاصره كردند، برقش را قطع كردند، تلفنش را قطع كردند، حتی آب منزل را هم قطع كردند و افراد از پشت بام می‌رفتند و آب می‌دادند به منزل ایشان و بعد مامورها رفتند روی پشت بام ایستادند كه كسی نیاید كه حتی آب برسانند. اینجا كه شد آمدید پیش مرحوم آقای حداد و گفتید آقا قضیه اینطور است الان جان این مرجع و بچه‌هایش در خطر است. ایشان یك تفكری كردند و فرمودند ان اللَه علی كل شی قدیر همان موقع تلگراف یا تلفن زدند كه حصر را بردارید.

  •  اینها چیزهایی است كه خودتان می‌دیدید، چطور شد كه یك امتحان پیش آمد و یك شیطان و بلكه دو شیطان افتادند در میان شما و شروع كردند به وسوسه كردن و شروع كردند به تهمت زدن! تهمت.! بنده یادم هست، تمام جریانات مثل فیلم جلوی چشمم است. گفتند ایشان رفته است در بغداد سر قبر ابوحنیفه! اصلا آقای حداد نمی‌داند ابوحنیفه را با ح حوله می‌نویسند یا با های هویج! خب قبر ابوحنیفه ... خب یك چیزی بگویید و یك دروغی بگویید كه یك‌قدری باورش محتمل باشد.