اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

15114
جلسات
نسخه عربی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

17
  •  بعد ایشان می‌فرمودند در نجف یكی بود كه جن‌ها در خانه‌اش هر روز سنگ می‌انداختند، شیشه می‌شكستند، و زن و بچه‌اش عاصی شده بودند. آمده بود پیش مرحوم سید مرتضی كشمیری و جریان را گفته بود. بعد ایشان گفته بود برو به آنها بگو سید مرتضی می‌گوید دیگر از این كارها نكنید! طرف رفته بود بالای پشت بام و داد زده بود و گفته بود سید مرتضی كشمیری پیغام داده كه دیگر از این كارها نكنید! آنها هم رفتند. و این مسئله بود تا اینكه مرحوم آسید مرتضی كشمیری فوت كرد، وقتی فوت كرد دوباره جن‌ها آمدند. این [دفع اجنه‌] تا وقتی بود كه خودش زنده بود و نَفَسِش پشت این مسئله بود. ولی این‌قدر دیگر زور نداشته كه بعد از رفتن هم خلاصه این مسئله را كش بدهد، لذا تا رفت دوباره شروع كردند به همان تیراندازی و نشانه گرفتن و ...

  •  خب طرف عاصی شد و آمد در نجف و گفت دوباره كه شروع شد. گفتند خب این كه مُرد و اگر كسی بتواند كاری انجام بدهد آن آقای قاضی است. (یعنی ببینید اینها (مخالفان) خودشان هم می‌دیدند و وضعیت بزرگان جلوی چشم‌شان بود) خلاصه این بنده خدا آمد جلوی در خانه مرحوم آقای قاضی. دیدند یك عربی است آمده و می‌گوید سلام و ... نمی‌دانیم این جن‌ها چه محبتی دارند به زن و بچه ما كه به خانه ما سنگ می‌زنند و خلاصه جریان قبلی این‌طور شد و حالا كه ایشان فوت كرده دوباره آنها شروع كرده‌اند ... مرحوم قاضی گفتند ما كه از این چیزها بلد نیستیم! ولی حالا ما می‌رویم حرم خدمت حضرت و یك دعایی می‌كنیم كه خدا ان‌شاءاللَه رفع مشكل كند، حرم كه مشرف شدیم می‌رویم دعا می‌كنیم ... خلاصه تا طرف رفت، قضیه جن‌ها هم رفت كه رفت كه رفت و دیگر با زنده و مرده ایشان هم تغییر نكرد.

  •  بعد مرحوم آقا این را فرمودند: مرحوم قاضی رِند بود، نمی‌گوید به آنها برو بالای پشت بام با صدای بلند! دستت را بگذار در گوشت بگو آسید مرتضی كشمیری ... می‌گوید می‌رویم حرم حضرت و دعا می‌كنیم خدا ان‌شاءاللَه گرفتاری شما را برطرف كنند و همان‌جا هنوز طرف نرفته او دارد می‌زند ریشه را بطور كلی درمی‌آورد ولی صدایش درنمی‌آید.