نتیجه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
20بعد یكدفعه دیدیم این شخص رفت توی حالت قبض پیدا كردن و بعد رفت یك كنار. خلاصه غسل كردند و كفن كردند و صبح رفتند و دفن كردند. من خودم یادم هست و آن جریان در ذهنم هست كه خدا رحمت كند حاج صدرالدین حائری بود، حاج اسماعیل دولابی بود (البته آن شخصی كه من میگویم منظورم ایشان است) بعد آن شخص رفت در منزلش و تا یك هفته نه خورد و نه آشامید و نه با كسی حرف زد. مرحوم آقا رفت پیش او و گفت چرا اینطوری هستی؟ حالا فوت كرد كه فوت كرد! ما كه بابای او هستیم اینطوری نشدیم! حالا تو ...

