افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
23آنها گرفتاریم. بخاطر اینكه نیایند در منزل شما و با نیم ساعت صحبت كردند بگویند دیگر بعد از علامه طهرانی الفاتحه مع الصلوات.
من برای این میگفتم. به چه درد من میخورد كه یك نفر بلند شود یك ادعای بیخود بكند یا نكند؟ به چه درد من میخورد؟ چه گیر من میآمد؟ چه از من كم میشد؟ درست؟ خب حالا آنهایی كه خارج از این گود و این حرفها هستند، حالا ما كه در این گود بودیم چی؟ ما كه روز و شب با آقا جان و با همه حشر و نشر داشتیم چه؟ شما میتوانید ما را هم فریب بدهید؟ یا نه دیگر؟ وقتی ملاك در دست هست مگر انسان میتواند برخلاف ملاك حركت كند؟ مگر میتواند؟.
این شبهاتی كه اخیراً به وجود آوردند كه ما ادعای ولایت نكردیم! ادعای وصایت نكردیم! یك عده ما را بالا بردند و بعد خودشان هم با سر زدند ما را به زمین! چرا دارید دروغ میگویید؟ چرا؟ چرا دارید خلاف واقعیت شبهه ایجاد میكنید؟ چرا دارید واقعیات مثل روز روشن را انكار میكنید؟
چندى پيش يك نفر از تهران نيامد و با آقايان در مشهد ملاقات نكرد و وقتى اين كلمه را از آنها شنيد نگفت به آنها ما اين را از شما قبول نمىكنيم چون خود شواهدى به راى العين ديديم كه شما يك همچنين ادعايى كرديد و شما هم نتوانستيد جواب بدهيد؟ همین چندی پیش، هان؟! چرا دارید دروغ میگویید؟ چرا آن خیانتی كه بعد از مرحوم آقا در بین مردم ایجاد كردید، اختلاف انداختید، بین زن و شوهر جدایی انداختید، بین پدر و پسر جدایی انداختید، این امور خلاف را انجام دادید، چرا الان به جای توبه كردن و اقرار به خطا و اشتباه میگویید ما نكردیم؟ ما نبودیم؟ ما این حرف را نزدیم؟ آیا نمیدانید كه این مطلب بر گناهان شما اضافه میكند؟ این دنیا را برای چه میخواهید؟

