
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
41انس پاك كنند. اگر ایشان این كار را انجام بدهند همان شخص خواهد شد كه بعد از مرحوم آقا بود، بارها بنده به ایشان گفتم كه آقای اخوی اطرافیانت را از شیاطین پاك كنید، و به رفقا هم در جلسات خصوصی گفتهام، آیا نگفتم رفقا؟ كه امیدوار هستم و امید این را دارم كه یك روزی بیاید و این مسئله تحقق پیدا بكند؟
شیاطین! كدام شیاطین؟ همینهایی كه دارید میبینید، همینهایی كه دارند این حرفها را میزنند، همینهایی كه خورشید دارد میبیند ولی انكار میكند. ا ا ا همینهایی كه صاف در چشم آدم نگاه میكنند و دروغ میگویند. همین اینها، آقا خب بروید پی كارتان! سید را ولش كنید! سید اولاد پیغمبر ولش كنید! انشاءاللَه خدا روزیتان را از جای دیگری میدهد كه داده! و الحمدلله هر روز بله! هر روز به هر كیفیتی! دیروز جوری! و امروز جور دیگری! بله! الحمدلله! متنعم هستید! خب بروید، سید را ولش كنید! بابا بگذارید به كارش برسد، بگذارید به سیرش برسد، به دردهایش برسد، به مسائلش برسد. این را به رفقا میگفتم كه من نسبت به این مسئله امیدوار هستم، ما همیشه میخواهیم دعای بخیر بكنیم، ما كه نمیخواهیم دعای به شر بكنیم.
در آن زمان بنده نسبت به ايشان يك همچنين اعتمادى را داشتم كه اگر ايشان مطالبش را با من در ميان بگذارد (با اين شرط) و از كسى حرف نشنود و در غياب من افراد با او صحبت نكنند و تمام مطالبش را با من در ميان بگذارد اين جريان بهشت برين خواهد شد اين اعتقاد بنده در آن موقع بود.
در آن موقع كسانى بودند كه بعد از فوت مرحوم آقا داشتند تبليغ رفتن پيش افراد در تهران مىكردند! افرادى كه در قم هستند، يك همچنين افرادى بودند، چه كسى جلوى اين جريانات ايستاد غير از بنده؟ كى انسجام ايجاد كرد؟ هان؟ میگویند بعضی دستها نمك ندارد! میگویند، یك همچنین چیزهایی میگویند.
