افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
7از این باشد مهلت تمام میشود و ثبتنام نمیشود. حالا عكسها را همه فرستادند و قرار بر انتخابات شد، یكدفعه خبر رسید كه آن گروه مخالف گفته است ما در مقابل اینها به هر نحوی كه شده خواهیم ایستاد! به هر كجا كه میخواهد برسد! مرحوم آقا گفتند:" دیدید گفتم فایدهای ندارد ما بیاییم."
عرض كردم خیلی از اینها فوت كردهاند و به رحمت خدا رفتهاند و امرشان با خداست ما كه قاضی نیستیم كه بیایم در اینجا قضاوت و حكومت كنیم. بالاخره هر كه بین خودش و خدای خودش حساب كار خودش را دارد. بهتر است كه ما بگویم هر كسی كارش با خداست. انشاء اللَه خدا از تقصیرات همه ما بگذرد.
خلاصه دیدند این كه نشد، رفتند دوباره قم پیش مرحوم آقای خمینی و گفتند كه ما آمدیم در میدان، خود شما گفتید، اعلان كردید كه آقایان بیایید، همه بیایند، علما بیایند، بسیار خب ما هم آمدیم ولی این چه وضعی است؟ اولتیماتوم و پیغام و پسغام و تهدید و این چیزها چیست؟ كه ما میایستیم و به هر نحوی نخواهیم گذاشت كه این گروه وارد مجلس بشوند!
آقای خمینی گفتند كه بله، شما بیایید ولی كاری كه موجب تشتت و اختلاف هست به صلاح نیست! این مطلب را ایشان آن موقع گفتند، مرحوم آقا گفتند كه ما به افراد گفتیم:" ما كه اهلش نیستیم كه دیگر چماق و چوب و سنگ برداریم و بجنگیم! ما اهل این حرفها نیستیم، ما سپر میاندازیم و اگر حریف، حریفی است كه تا این حد حاضر شده كه برای حفظ اسلام ...!" ماشاءاللَه!، برای حفظ اسلام است دیگر! ببینید چه اسلامی است؟!
در شبهای ماه مبارك صحبت یك وقت از خلوص در عمل و نیت بود و اگر یاد رفقا باشد عرض كردم همه ما دم از اسلام میزنیم، همه ما دم از خدا میزنیم، ولی بعضیها دم از اسلام میزدند به بهای عبور از روی جنازه دختر پیغمبر و عبور كردند دیگر. دختر پیغمبر را كشتند، كشتند، آقا تكه تكه كردند و گذاشتند كنار و نگفتند كه ما مسیحی هستیم، گفتند ما بخاطر حفظ اسلام! و بخاطر اینكه تشتت در میان مسلمین نیافتد و بخاطر اینكه وحدت شكست نخورد و علی هم آدمی نیست كه بخواهد مطلبی را به سرانجام برساند ما میآییم و به بهای عبور از جنازه دختر پیغمبر، اسلام را میخواهیم حفظ كنیم. به بهای آتش زدن خانه وحی اسلام را میخواهیم حفظ كنیم، به بهای طناب به گردن امیرالمومنین انداختن میخواهیم اسلام را حفظ كنیم.

