افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
13قطب ما جناب آقای ... گفتیم برویم ببینیم، اصلا هم خوشمان نیامد، و فقط یك نگاهی كردیم و آمدیم بیرون، نگاه كردیم. ولی آقای حداد [كی رفته بودند؟] خب ما اهل [كنجكاوی] هستیم دیگر، برویم، ببینیم، به هر كجا سرك بكشیم.
دو سال پیش بود كه سر قبر نواب اربعه رفتیم، سر قبر شیخ سعید سقطی به به به و جنید بغدادی و حضرت یوشع بن نون، وصی حضرت موسی، رفتیم چقدر با صفا بود، چقدر با نورانیت بود. در بغداد میگشتیم سر این قبور و آنها را زیارت میكردیم.
حالا آقای حداد كه اینجا نرفته بود پس چرا داری تهمت میزنی؟ خب برو یك ایراد پیدا كن كه واقعیت داشته باشد. ابوحنیفه و عبدالقادر آخر اینها كی هستند؟ حالا عبدالقادر باز یك چیزی ولی ابوحنیفه آخر چی ...
میگفتند آقای حداد اعتقادی به امام زمان ندارد! و فقط قرآن میخواند و توسل میكنند!
بنده دیگر با چشم خودم میدیدم و با گوش خودم میشنیدم كه هردفعه ایشان میخواست بلند بشوند ذكرش یا صاحب الزمان بود. به من دیگر چرا دروغ میگویی؟ من كه خودم میدیدم ورد یا صاحب الزمان از زبانش قطع نمیشد. خب چرا؟ چون دست خالی است. دست خالی است لذا باید تهمت بزند چون دست خالی است باید دروغ بگوید. به كجای كار آقای حداد ایراد داری؟ بیا ایراد را بگو، بیا به اعتقاداتش ایراد كن، ایراد كن چه اشكال دارد؟ آدم میآید رفع شبهه میكند. مگر مكتب عرفان یك مكتب سربسته و دربسته و توی بقچه و صندوق قایم شده با ده تا قفل است؟ این حرفها چیست؟ صاف و شفاف و روشن همه مطالب موجود است.
بيست سال است از زمان مرحوم آقا به اينطرف در تمام جلساتى كه ما داريم اول حرفى كه من مىزنم و الان هم مىزنم اين است كه آقا به هر كدام از حرفهايى كه من مىزنم، هر كدام ايراد دارى همينجا بگوييد. همین قضیه حجیت قول ولی مگر از كجا پیدا شد؟ آمدند شبهه كردند، اعتراض كردند كه آقا این اشتباه است و قول ولی حجت نیست و باید چه بشود و چه بشود ...

