اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

15114
جلسات
نسخه عربی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

3
  •  دیروز یك شخص در یك حال و هوایی بود انسان امروز مشاهده می‌كند این شخص با این موقعیتش، با این مقامش، با این حالش، با این مطالبی كه می‌گفت، امروز به راه دیگری می‌رود، راهی كه باطل است، حرفهایش، حرفهای باطل است، روشش، روش باطل است، كیفیت ارائه مطالبش به دیگران ارائه باطل است یك‌دفعه كله انسان هَنگ می‌كند: این كه دیروز این‌جور بود، الان این‌طور شده است! پس من چه تضمین و گارانتی دارم برای اینكه بتوانم این مسیر را ادامه بدهم؟! خب پرونده ما با پرونده او مگر یكی است؟

  •  دو تا مریض وارد بیمارستان می‌شوند، برای هر كدام یك پرونده پزشكی تشكیل می‌دهند، این یكی سرش بیماری دارد، آن یكی معده‌اش خونریزی كرده، ربطی به هم ندارند، این باید برود در بخش خودش، آن یكی هم باید برود در بخش خودش و تحت درمان خاص خودش قرار بگیرد، درست شد؟!

  •  حالا كه این‌طور است، چه عاملی می‌تواند باشد كه ما (با توجه به این قضیه) تمام افكارمان به این‌طرف و آن‌طرف گرایش پیدا می‌كند؟ و خیال نكنیم كه این یك مسئله‌ای است كه مربوط به این زمان است، بنده از زمانی كه به یاد دارم، از زمان مرحوم انصاری كه طفل بودم، طفل پنج شش ساله بودم و حال و هوای آن افراد را من می‌دیدم و بعد در زمان مرحوم آقای حداد رضوان اللَه علیه و افرادی كه ارتباط داشتند با ایشان و بعد هم در زمان خود مرحوم آقا (كه البته در همان زمان مرحوم حداد حل بود، برهه‌ای از آن زمان هر دو با هم هماهنگ و همراه بود، قبل از ارتحال مرحوم حداد رضوان اللَه علیه) در تمام این موارد وقتی كه من نگاه به افراد می‌كردم نقطه‌ی ضعفی كه در این افراد می‌دیدم این بود كه اینها در عین اینكه آمدند پیش یك ولی خدا، در عین اینكه آمدند پیش یك عارف، در عین اینكه باید تمام حواس‌شان به آن شخص عارف و استفاده از او باشد، می‌بینیم همه‌اش دنبال این است كه كی آمد و كی رفت؟ این كه آمده چه حالی دارد؟ این كه آمده چه موقعیتی دارد؟ این كه آمده فرض بكنید كه چه وضعیتی دارد؟ این الان یك همچنین حالی دارد! این الان یك همچنین موقعیتی دارد! و بعد وقتی كه یكی از آنها می‌رفت اینها ناراحت می‌شدند: ا عجب این رفت، ا عجب این رفت، برویم سراغش را بگیریم، پِیش را بگیریم، كه این را بیاوریم!