
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
5از جمله كسانی كه در این قضیه اصرار اكید داشت خدا رحمت كند مرحوم آیت اللَه شهید دستغیب بود كه خیلی روی مرحوم آقا فشار میآورد كه آسیدمحمدحسین شما حتما باید بیایید در مجلس خبرگان، حتما باید بیایید به مجلس. بنده یادم هست ایشان هم از شیراز آمده بودند تهران.
مرحوم آقا یك روز به ما گفتند این آسیدعبدالحسین دست از سر ما برنمیدارد و ولمان نمیكند و چقدر هنوز دارد اصرار میكند. قرار بر این شد كه بروند و از مرحوم آقای خمینی بپرسند كه خلاصه قضیه چیست؟ آیا بیایند در گود و در میدان یا نه؟ بالاخره بیایند یا نیایند؟ رفتند و سوال كردند و دیدند كه ایشان نظرشان خیلی مثبت است كه حتما علما بیایند و در مجلس خبرگان شركت كنند. و حتی تاكید كردند كه این مجلس، مجلس مهمی است و خب فرق میكند با انتخابات دیگر.
پس از آن قرار شد كه ده نفر كه در تهران بودند در قبال آن ده نفری كه به اصطلاح افراد خاصی بودند (مرحوم آقا بودند و آشیخ محمد باقر آشتیانی و عدهای دیگر كه مجموعا ده نفر از علمای تهران بودند) ثبتنام كنند و شروع كنند به تبلیغات دیگر. حتی برای فرستادن عكس یادم هست كه در آن ساعات آخر (وزارت كشور بود، هرچه بود نمیدانم) كه قرار بود ثبتنام بشود این عكسها را قبول كردند. یعنی حتی فرستادن اسناد و شناسنامه و اینها تا ساعتهای آخر طول كشید و گفتند كه اگر دیرتر از این باشد مهلت تمام میشود و ثبتنام نمیشود. حالا عكسها را همه فرستادند و قرار بر انتخابات شد، یكدفعه خبر رسید كه آن گروه مخالف گفته است ما در مقابل اینها به هر نحوی كه شده خواهیم ایستاد! به هر كجا كه میخواهد برسد! مرحوم آقا گفتند:" دیدید گفتم فایدهای ندارد ما بیاییم."
عرض كردم خیلی از اینها فوت كردهاند و به رحمت خدا رفتهاند و امرشان با خداست ما كه قاضی نیستیم كه بیایم در اینجا قضاوت و حكومت كنیم. بالاخره هر كه بین خودش و خدای خودش حساب كار خودش را دارد. بهتر است كه ما بگویم هر كسی كارش با خداست. انشاء اللَه خدا از تقصیرات همه ما بگذرد.
