اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

0
جلسات

بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)

6
  • خلاصه دیدند این كه نشد، رفتند دوباره قم پیش مرحوم آقای خمینی و گفتند كه ما آمدیم در میدان، خود شما گفتید، اعلان كردید كه آقایان بیایید، همه بیایند، علما بیایند، بسیار خب ما هم آمدیم ولی این چه وضعی است؟ اولتیماتوم و پیغام و پسغام و تهدید و این چیزها چیست؟ كه ما می‌ایستیم و به هر نحوی نخواهیم گذاشت كه این گروه وارد مجلس بشوند!

  • آقای خمینی گفتند كه بله، شما بیایید ولی كاری كه موجب تشتت و اختلاف هست به صلاح نیست! این مطلب را ایشان آن موقع گفتند، مرحوم آقا گفتند كه ما به افراد گفتیم:" ما كه اهلش نیستیم كه دیگر چماق و چوب و سنگ برداریم و بجنگیم! ما اهل این حرفها نیستیم، ما سپر می‌اندازیم و اگر حریف، حریفی است كه تا این حد حاضر شده كه برای حفظ اسلام ...!" ماشاءاللَه!، برای حفظ اسلام است دیگر! ببینید چه اسلامی است؟!

  • در شبهای ماه مبارك صحبت یك وقت از خلوص در عمل و نیت بود و اگر یاد رفقا باشد عرض كردم همه ما دم از اسلام می‌زنیم، همه ما دم از خدا می‌زنیم، ولی بعضی‌ها دم از اسلام می‌زدند به بهای عبور از روی جنازه دختر پیغمبر و عبور كردند دیگر. دختر پیغمبر را كشتند، كشتند، آقا تكه تكه كردند و گذاشتند كنار و نگفتند كه ما مسیحی هستیم، گفتند ما بخاطر حفظ اسلام! و بخاطر اینكه تشتت در میان مسلمین نیافتد و بخاطر اینكه وحدت شكست نخورد و علی هم آدمی نیست كه بخواهد مطلبی را به سرانجام برساند ما می‌آییم و به بهای عبور از جنازه دختر پیغمبر، اسلام را می‌خواهیم حفظ كنیم. به بهای آتش زدن خانه وحی اسلام را می‌خواهیم حفظ كنیم، به بهای طناب به گردن امیرالمومنین انداختن می‌خواهیم اسلام را حفظ كنیم.

  • در نامه‌ای كه معاویه به امیرالمومنین نوشت به این مطلب اقرار كرد كُنتَ تُغَادُ كَمَا یغَادُ الجَمَلُ المَغشُوشُ مانند آن شتری كه ریسمان به بینی (سوراخ شده‌اش) انداختند و او را می‌كشند تا اینكه رم نكند، این‌جوری طناب انداختند به گردن و به مسجد بردند، واقعا این امیرالمومنین ما چه كشید؟ ما همین‌جور نگاه می‌كنیم علی علی علی ... یكی از این كارها به سر ما آمده؟