
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 10 شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهر قزوین پیرامون سوالات و اشکالات وارده در رابطه با وصایت مرحوم علامه طهرانی رضوان اللَه علیه
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (1)
8این درس را میدهد كه وقتی تو علی را داری دیگر برای چه فكر میكنی به اینطرف و آنطرف؟ و به این كه حالا همه رفتند؟ به چه فكر میكنی؟ این آیات قرآن، هر كدام از این آیات مخصوصا آیات خاصی كه در اینجا میخوانیم، آیاتی است كه راه سالك را نشان میدهد كه سالك باید چطور باشد، حواسش جمع باشد، مواظب باشد، مواظب باشد و بداند این دو روزی كه به او دادهاند را چگونه صرف كند، آیا مانند همان افرادی صرف كند كه برای اقتداء به نماز صبح پیغمبر از هم سبقت میگرفتند و جانماز پشت سر پیغمبر میگذاشتند ولی بعد از رفتن پیغمبر انگار نه انگار رسول خدایی آمده، وحیی آمده و وصایتی آمده و ولایتی آمده و غدیر خمی آمده و امیرالمومنینی آمده ... انگار نه انگار، برو دنبال همان كسی كه آمده غصب خلافت كرده و در همانجا باش!. یا آنجور طی كنی یا نه حواست جمع باشد یك نفر دو نفر كه سهل است تمام مردم بیایند در یكطرف بایستند، نگاه كن ببین خودت چه فهمیدی، به این نگاه كن. خدا چقدر از تاریخ شاهد نشان بده؟ چقدر شاهد نشان داده؟
خودم شاهد بودم كه میدیدم افراد برای زیارت آقای حداد و درك شب عرفه فوج فوج از ایران حركت میكردند به سوی كربلا و اتاقهای منزل آقای حداد مملو از دوستانی بود كه هر كدام برای تبرك از آن وجود مطهر و وجود مقدس بر یكدیگر سبقت میگرفتند. وقتی یك امتحان شد، یك نفر نماند، همه رفتند، اینها در چه مرتبه از درك بودند؟ آن رفت، آن رفت، آن رفت ... اینها خیلی برای ما موجب عبرت است هان!
كسی كه خودش معتقد است این شخص ولی خداست، این شخص دارای این خصوصیات است، تو كه خودت شاهد بودی و با چشم خودت دیدی (من چند شب پیش این قضیه را در جلسات شبهای ماه مبارك رمضان گفتم) در زمان عبدالسلام عارف آمدند منزل مرحوم آیت اللَه حكیم را محاصره كردند، برقش را قطع كردند، تلفنش را قطع كردند، حتی آب منزل را هم قطع كردند و افراد از پشت بام میرفتند و آب میدادند به منزل ایشان و بعد مامورها رفتند روی پشت بام ایستادند كه كسی نیاید كه حتی آب برسانند. اینجا كه شد آمدید پیش مرحوم آقای حداد و گفتید آقا قضیه اینطور است الان جان این مرجع و بچههایش در خطر است. ایشان یك تفكری كردند و فرمودند ان اللَه علی كل شی قدیر همان موقع تلگراف یا تلفن زدند كه حصر را بردارید.
