
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
17مهمترین قضیهای كه در اینجا هست، كیفیت بیان مطالب هست كه آن مطالبی كه مطرح میشود، منطبق با مسائلی باشد كه از بزرگان و مكتب بزرگان استفاده شده، این یك؛ مطلب دوم: كیفیت ارتباط افراد با یكدیگراست؛ و بنده بهخصوص روی قضیه دوم خیلی حساسیت دارم و از آنجایی كه مشاهده میكنم چه بسا در این زمینه ... علی كلّ حال آقا ببینید شیطان قسم خورده است و روی قسمش هم ایستاده، و ما نمیتوانیم خودمان را تبرئه كنیم، بنده از خودم گرفته تا همه، ما كه از اولیاء خدا نیستیم، باید حواسمان جمع باشد، باید مواظب باشیم، گوش به زنگ باشیم، نمیتوانیم این قضیه را خلاصه از خودمان نفی كنیم. جایی كه حضرت یوسف میگوید من خودم را نمیتوانم تبرئه كنم، من میدانم خودم كه هستم: وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ1 خب وقتی كه اینطور هست، پس بنابراین باید یك نظامی باشد، یك سیستمی باشد، یك نظمی باشد كه بر طبق آن نظم، و بر طبق آن نظام، افراد حركت كنند. عرض كردم مگر اینكه خودِ شخص، خودش را مستقل بداند و برای خودش این راه و روش خاص به خودش را در نظر بگیرد كه دیگر در آن صورت خیال ما هم دیگر راحت میشود؛ ما دیگر مطلبی نداریم، خیالمان راحت میشود.
اما اگر قرار باشد قضیه ارتباطی به بنده داشته باشد، باید این مسئله روی آن نظام و سیستم و آن مطالبی باشد كه بنده بتوانم مُهر تأیید روی آن مطالب بگذارم؛ بخواهد از این قضیه خارج بشود، در این صورت بنده رفع مسئولیت میكنم، عرض كردم خدمت رفقا؛ مگر اینكه رفقا روز قیامت گریبان بنده را نگیرند! اشكالی ندارد، یك شخصی بیاید و جریانی راه بیندازد و قضایایی و بعد هم به اسم ما ولی ارتباطی نداشته باشد به ما و نیایند [گریبان ما را بگیرند]، این مطلب باز كم میكند و باز از این قضیه یك مقداری كم میكند.
- ٤- سوره يوسف (١٢) آيه ٥٣
