اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

15853
جلسات
نسخه عربی

افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)

9
  •  آدم به اینجا می‌رسد كه یك امر حرام را كاملًا حلال و تشریع می‌داند؛ می‌رسد! صاف صاف سر پسر پیغمبر را می‌برد و می‌گوید اشكال ندارد! می‌گوید اشكال ندارد چون در مقابل یزید ایستاده! اشكال ندارد، می‌خواست نایستد!

  •  خب این قضیه چه كه گلوی بچه شش‌ماهه را با تیر می‌زند نصف می‌كند و می‌گوید اشكال ندارد؟ هیچ اشكال ندارد، مسئله‌ای نیست!.

  •  این عجیب است ها! این از آن چیزهایی است كه خیلی ما باید جدی بگیریم.

  •  ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساءُوا السّوأی أَن كَذَّبوا بِآیاتِ اللَه وَكانوا بِها یستَهزِئونَ‌1 یعنی به جایی می‌رسند كه آیات و نشانه‌های ظاهر و بارز و دو دوتا چهارتای مثل خورشید الهی را انكار می‌كنند.

  •  امام حسین می‌آید روز عاشورا: من چكار كرده‌ام با شما كه دارید می‌زنید؟

  •  می‌گویند می‌خواهی كاری كرده باشی می‌خواهی نكرده باشی، یا با یزید بیعت كن، یا تكه‌تكه‌ات می‌كنیم.

  •  كذّبوا بآیات اللَه. خب این همانطور كه عرض كردم بارها، یك شبه پیدا نمی‌شود. این كار می‌برد. یعنی یواش‌یواش، یواش‌یواش، همین‌طور می‌آید، می‌آید، تا به اینجایی می‌رسد كه هر كاری بگویید می‌كند، هركاری بگویید انجام می‌دهد، هركاری ... به اسم خدا! پیغمبر هم بیاید، او را هم با تیر می‌زند: برای چه آمدی؟

  •   بابا من پیغمبرم!

  •   بی‌خود! هركس هستی! ما اصلا تو را قبول نداریم! تو كه هستی؟ اصلا تو مونتاژی! تركیبی! بدل او هستی! رباتی! او نیستی! می‌گوید ها! وقتی كه نفس بخواهد توجیه بكند همه‌جور توجیه می‌كند. من دارم به آن خانم كذایی می‌گویم كه مرحوم آقا به من فرمودند در آن رؤیا، كه حرف حق تو را كسی نمی‌شنود، دهانت را ببند!

  •  برمی‌دارد این‌طوری می‌كند: خب معلوم است! معلوم است! وقتی ایشان حق است ...

  •  می‌گویم آقا به من دارد می‌گوید!

  •  می‌گوید خب نه، منظور ایشان است!

  •  ا! كَری؟ كَری؟ گوشت را گرفته‌ای؟ آقا به من می‌گوید حرف حقّ تو، خودِ تو، تو! «ت» «واو»!

  •  می‌گوید نه، به شما كه خطاب كرده، یعنی منظورش ایشان بوده.

    1. ٣- سوره الروم (٣٠) آيه ١٠