
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (2)
13چرا انسان میآید هِی اینطرف و آنطرف و بالا و پایین میزند؟ نیازی نیست، نیازی به این حرفها نیست. مكتب و مسیر مرحوم آقا یك شرایطی دارد، یك اصولی دارد، یك ضوابطی دارد؛ طبق آن ضوابط طبعا هر كسی میتواند خودش را منطبق كند. و هر كسی بر اساس آنچه را كه میفهمد عمل میكند. توجه میكنید؟ این ضوابط طبیعی است كه باید توسط افراد و اشخاصی تبیین بشود كه طبعا با مرحوم آقا بیشتر و با این مكتب بیشتر ارتباط داشتهاند، بیشتر با آنها مرتبط بودهاند. یعنی این مطلب یك مطلب طبیعی است كه انسان میتواند این را به عنوان یك معیار قرار بدهد. و علاوه بر بیشتر بودن ارتباط، فهم و درك مطلب آنها هم باید درك صحیحی باشد.
بنده خودم عرض كردم این را كه بارها میشد خدمت مرحوم آقا میرسیدم و میدیدم كه مطلبی كه افراد از ایشان میشنوند اشتباه برداشت میكنند. حالا نمیگویم تعمد داشتند، ولی قطعا اشتباه بود و بنده اشتباه آنها را برطرف میكردم در خودِ زمان خودِ مرحوم آقا. خب حالا شما ببینید اگر یك همچنین فردی كه در زمان خود مرحوم آقا مطلب ایشان را اشتباه بكند، اگر آقا فوت بكند دیگر چه خواهد شد. خب دیگر آقا نیستند، وقتی آقا نباشند دیگر چه خواهد شد؟ بلند میشود میگوید بنده از آقا اینطور شنیدم و به خیال خودش هم درست میگوید، به خیال خودش هم دارد درست میگوید.
آدم هم كه همیشه با آنها نیست، یك مرتبه، دو مرتبه، سه مرتبه بخواهد دفع این مسائل را بكند، نه همیشه. آنوقت است كه افراد به بیراهه و انحراف میافتند، آن زمان است.
لذا دیگر در اینجا خود افراد باید متوجه باشند، در تشخیصشان، در ارتباطشان، در كیفیت نگرششان به افراد مختلف، در اعتمادی كه به افراد پیدا میكنند، در وثوقی كه به افراد پیدا میكنند، به هركسی دیگر نمیشود وثوق پیدا كرد، به هركسی دیگر نمیشود اعتماد پیدا كرد. از هر كسی دیگر نمیشود هر حرفی را پذیرفت. الآن بنده هر كسی كه بیاید از مرحوم آقا مطلبی نقل بكند بنده قبول نمیكنم، مطلقا! و دلیلش این است كه آنقدر مطلب خلاف شنیدهام (كه قطعا خلاف بوده است) كه دیگر برای بنده ... آقا یك واو كم و زیاد بشود معنا عوض میشود.
