
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
14فقط یك قضیه را من بگویم: وقتی كه این انقلاب شد، مرحوم آقا آمدند، بسم اللَه! انقلاب شده خب بسم اللَه! حالا كه انقلاب انجام شده خب ما هم بیاییم در گود دیگر این كه دیگر بنده در جریانش هستم، اگر كسی نمیداند بداند. فقط الآن تنها شاهد حی این قضیه بنده هستم، چون دو نفر بودیم كه نفر دیگر فوت كرده و از دنیا رفته است. یك زمین پشت مسجدی بود، قرار شد آن زمین و مسجد را اقدام كنیم، زمین برای همان موقوفه مسجد بوده كه داده بودند به شیروخورشید، قرار شد برویم آن مسجد را بگیریم بعد ایشان آن را حوزه علمیه بكنند و بعد هم كمیتههای فرهنگی و تبلیغی و ... تشكیل بدهند، از برنامههایی كه الآن هست، در دسترس هست. اینها را انجام بدهند.
وقتی به اتفاق یك نفر كه فوت كرده، پیش یك شخصی اسم نمیبرم رفتیم و صحبت كردیم و توضیح دادیم اول حرفی كه آن آقا به من زد این بود كه شما الآن وظیفه دارید كه بیایید و نسبت به این جریانات مخالفی كه الآن وجود دارد آن موقع این سازمان مجاهدین خلق و كمونیستها و ... خیلی فعال بودند اقدام بكنید و شما الآن راجع به این قضیه خیلی وظیفه و مسئولیت دارید.
من هم به ایشان گفتم كه راجع به این وظیفهای كه میفرمایید، به هر حال ما ناآگاه نیستیم به مسائل و وظایف خودمان. ما در اینجا آمدهایم راجع به این مسئله موقوفه صحبت بكنیم كه این انجام بشود و این قضیهای كه ما داریم الآن در اینجا مطرح میكنیم، مگر غیر از این است كه در راستای همین تبلیغات و مسائل فرهنگی و جریاناتی است كه الآن این انقلاب گرفتار آن است؟ خب ما هم داریم همین را انجام میدهیم، مگر چكار داریم انجام میدهیم؟
خلاصه ایشان چیزی نگفت و بعد ما را حواله به یك شخص دیگری داد و كه این مسئله مربوط به ایشان است، در حالتی كه مربوط به خودشان بوده! یعنی قضیه مربوط به خود ایشان بوده و میتوانستند انجام بدهد ... بعد هم او آمد گفت كه نه، اینها یك مسائلی است كه ما نمیتوانیم دخالت بكنیم و این مربوط به شیروخورشید است در حالی كه در این خانه فقط یك سرایدار با زنش و با یك سگ زندگی میكردند! و تنها چیزی كه انجام نمیشد قضیه شیروخورشید و كمك به مردم و فقراء و این مسائل بود. سالهای سال بود، دهها سال، كه فقط یك سگ! یك سگ كه صدای عوعویش هم میآمد در این خانه زندگی میكرده.
