
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
توضیحات:
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
24یك روز نشسته بودیم در حضور مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه، نشسته بودیم در كربلا، سماور چای روشن بود، این اخوی بزرگتر ما حفظه اللَه، ایشان رفت چای بیاورد برای افرادی كه در آنجا هستند، من هم نشسته بودم. ایشان چای را در استكانها ریخت و آورد، و اول گذاشت جلوی آقای حداد و بعد هم جلوی مرحوم آقا، تا به ما رسید، من هم چای برداشتم. تا من برداشتم، یكدفعه آقای حدّاد رو كردند به من:) چرا شما چای برداشتید در حالی كه برادر كوچكتر هستید؟ وظیفه شما این است كه شما به برادر بزرگترتان چای بدهید و ایشان بنشیند! (گفتم كه بده بابا! زود بده كه الآن كار خراب میشود! تا مسئله بعدی نیامده ما زود خلاصه ...
بعد ایشان به اخوی گفتند:(شما بنشین و ایشان برود برای شما چای بیاورد. )
و ایشان نشست، و من رفتم دو تا چای ریختم، یكی ایشان و یكی برای خودم.
ایشان فرمودند: این درست است!
اینها اینطور بودند! حساب و كتاب دارد. این نیست كه حالا فرض كنید كه چون برادر است بگوییم: برو بابا برادر بزرگتر است، عیبی ندارد ...
نه! آن باید در جای خودش باشد، این هم باید در جای خودش باشد. هرچیزی در جای خود. در عین اینكه نسبت به مطالب دیگر، خب انسان در هر قضیهای ممكن است یك اختلاف سلیقهای داشته باشد، آن به جای خود. ببینید چقدر بزرگان نسبت به مسائل دقت میكردند، این را میگویند فهم. او به من نمیگوید كه بیا فهمت را كنار بگذار و هرچه برادر بزرگترت گفت بپذیر، نه! آن خلاف است، خدا پدرت را هم درمیآورد. اما نسبت به این قضیه چون او برادر بزرگترت است، باید بنشیند و تو باید برایش چای ببری. جابهجا كنبعد، جابهجا كنستعین؛ هرچیزی جای خودش را دارد.
اگر اینطور بودیم، خدا هم دائم میبرد، و گرهها را باز میكند، یكی یكی گرهها را، روزنهها را، جاها و نقطههای كور را، آن جاهایی را كه رادار نمیگیرد ها! نقطههای كور را خدا یك دیش میگذارد كه بگیرد. ولی اگر به عكس باشد، خدا یكی یكی هِی دیشها را برمیدارد و دائم نقاط كور زیاد میشوند. وقتی نقطه كور هم زیاد شد، آنچه كه باید بیاید و ضربه بزند از همان نقطه كور وارد میشود دیگر، از همانجا، خب نقطه كور كه او را نمیگیرد، ضدّ هوایی نمیزند، موشك نمیتواند ... از همانجا رد میشود، قشنگ رد میشود و ضربه را میزند. چون ما خودمان دیش را بستیم، ما خودمان دیش را برداشتیم. اما اگر قرار باشد ما عمل كنیم، خدا یك دیش دیگر هم میگذارد آنجا، یكی دیگر هم میگذارد آنجا، هِی یكی یكی ...
