افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
5گفت خوب است شما ببینید.
گفتم اصلا نمیخواهم ببینم.
بعد كه این جریان حكم پیش آمد و قضایایی كه پیش آمد، مطالبی كه پیش آمد، دیدم هان! خوب برنامهای چیدهاند. آخر آن دُوَل استعمار، دُوَل شیطان، آنها، مسئلهشان اینطور نیست كه بخواهند با چوب و چماق، این جریانات و این مسائل را بخواهند بیایند. آنها در هر برههای و در هر زمانی آن روش و آن متد رسانندهتر خود را برای رسیدن به مقصود همیشه انتخاب میكنند. زدن و بستن و ... را میگذارند برای آن مرتبههای آخر. و در آن مرتبههای اول [مسائل مورد نظر خودشان را حل میكنند] و نمیگذارند نوبت به مرتبههای بعد برسد.
بعد خیلی برایم جالب بود كیفیت ورود و خروج و برنامهها و مقدّمات و مسائلی كه در جاهای دیگر اتفاق میافتاد، در كشورهای دیگر اتفاق میافتاد، دیدم عجب این شیطان خوب دارد كار میكند و خوب دارد مسائل را آماده میكند برای اینكه بخواهد بهرهاش را ببرد، به آن بهرهاش بخواهد برسد.
نتیجهاش چه شد؟! نتیجهاش چه شد؟! نتیجهاش مشخص است، نیاز به توضیح ندارد.
همه اینها به خاطر چه بود؟ به خاطر این است كه انسان در آن راستای مطالب و در آن راستای مسائلی كه باید در پیش بگیرد، به چه ابزاری متوسل میشود؟ از چه راههایی آن مسائل را پیگیری میكند؟ چه قضایایی برای تصمیمگیریهای او میتواند مؤثّر باشد؟ چه مطالبی میتواند مؤثر باشد؟ این خیلی نكته مهمی است.
گاهی انسان خیال میكند یك كاری را دارد برای خدا انجام میدهد، ولی خواهینخواهی دقیقا همانی را انجام میدهد كه معاندین و مغرضین همان را میخواهند. بعد آنها مینشینند و كف میزنند و میخندند و به این سادهلوحانه فكر كردن و انتخاب مسیر انسان نیشخند میزنند و كف میزنند كه رسیدیم! به آن مطلوبی كه باید برسیم رسیدیم.
و چه خوب افراد و شخصیت آنها و خصوصیات نفسانی آنها را میشناسند: با این، یك طور باید صحبت كرد، با آن، یك طور دیگر باید صحبت كرد. با این، یك قسم باید برخورد كرد، با آن یك قسم دیگر باید برخورد كرد ... توجه میكنید؟ خیلی خوب و دقیق میدانند كه از كجا و از چه راهی وارد بشوند.

