
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
بیانات حضرت آیت اللَه طهرانی در تاریخ 16شوال المکرم سال 1434 هجری قمری در شهرستان گراش پیرامون افشاء نفاق و اعلان عمومی مباهله نسبت به مدعیان دروغین
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
12منتها روبات بیچاره مفسده ندارد، ولی اینها سر تا به پایشان فساد است. چون عالماً و عامداً و از روی غرض و عناداً میآیند كلام اولیاء خدا را بر طبق مسائل سیاسی خودشان توجیه میكنند و تأویل میكنند.
شما كه داری این حرفها را مینویسی، چرا قوم و خویشهای خودت در این مدت جبهه نرفتند؟ مگر واجب كفایی نیست؟ آیا در آن موقع چلاق بودند؟ دستشان شل بود؟ یا نخیر، چیزیشان نبود؟ چرا قوم و خویشهای خودت به جبهه نرفتند؟ چرا فامیلت به جبهه نرفتند؟ چرا شما به دوستان خودت توصیه نكردی كه آقا بلند شوید بروید؟ خودت داری میگویی واجب كفایی است دیگر! در كتابها هم نوشته شده كه واجب كفایی است و طبق واجب كفایی هم باید رفت.
آیا در آن موقع این واجب كفایی به نسبت همه افرادی بود كه رفتند و فقط یك طیف خاصی از این قضیه كنار بود؟! این معنی واجب كفایی است؟ اگر این واجب كفایی است، ما قربان این واجب كفایی میرویم! عجب واجب كفایی خوبی است كه فقط برای بقیه است!
توجه میكنید؟ اینجاست كه خدا پدر ما را درمیآورد روز قیامت اگر بخواهیم كلام اولیاء خدا را اینطرف و آنطرف كنیم. وقتی كه انسان كلام ولی خدا را در نظر میگیرد، كلام ولی خدا را در یك مجموعه باید در نظر بگیرد، نه در یك نقطه تنها.
اینجا این را نوشته! اگر اینجا این را نوشته، در اول پیشنویس قانون اساسی هم گفته كه حاكم اسلام باید از جزئیت به كلیت رسیده باشد. آیا ندیدهاید؟ فقیه و حاكم اسلام باید از جزئیت به كلیت باید پیوسته باشد. معنای از جزئیت به كلیت یعنی چه؟ یعنی مثل توی گاو كه الآن داری مینویسی، مثل توی گاو نباید باشد كه به این نگاه كند، به آن نگاه كند، چكار كند ...
باید خودش متصل باشد، تا اینكه بیاید و به این مسائل برسد. آنوقت در این صورت یك شخصی كه میآید و این كلام بزرگان را تحریف میكند و بر طبق نظر خودش میگوید، این چه مسئولیتی میتواند داشته باشد؟
