افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
13من در این مدتی كه در خدمت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بودم، و همینطور اساتیدی كه ایشان داشتند: مرحوم علّامه طباطبایی رضوان اللَه علیه، مرحوم آیت اللَه انصاری همدانی البته مرحوم انصاری را من در طفولیت دیدم، و خیلی ندیدم، سنم حدود چهار و پنج سالگی و بوده كه ایشان فوت كردند. یكی دو سه تا ملاقات در همان طفولیت با ایشان بیشتر نداشتم و الّا چیزی به خاطر ندارم ولی راجع به مرحوم آقای حدّاد من مشاهده میكردم، آنچه را كه من از آنها میدیدم توجه به مسئله فهم و عقل و ادراك بود. این خیلی مهم بود برای آنها نسبت به راه، نسبت به مسیر.
میفرمودند كه سالك اگر فهم داشته باشد و بتواند قضایا و مطالب را تحلیل كند، دیر در دستبرد شیطان قرار میگیرد و او نمیتواند تأثیر بگذارد.
بهخلاف اینكه اگر به این مطالب نپردازد و مسائل را فهم نكند و فقط بخواهد به این ظواهر نگاه كند و «عین» نستعینش از حلقش دربیاید و نماز غفیلهاش ترك نشود و ذكرش در بینالطلوعین ترك نشود و ... اینها همه عباداتی است كه همراه فهم و مراقبه باید تأثیرگذار باشد. ما هرچه بخواهیم بكنیم به پای خوارج نهروان كه نمیرسیم. آن عبادت آنها و قرائت قرآن آنها و ... اما آنها چقدر فهم داشتند؟ چقدر به مطلب رسیده بودند؟ چقدر به مطلب رسیده بودند؟ چقدر توانستند خودشان را با حقایق تطبیق بدهند؟ هان؟ چقدر توانستند؟ شما یك قضیه نگاه كنید حالا به آنها كاری ندارم آنها دوازده هزار نفر بودند، دوازده هزار نفر!
خب اینها اشتباه كردند و خیلیاز اینها جلوی امیرالمؤمنین ایستادند، حضرت اعتنا نكردند، گفتند رهایشان كنید، حالا كه اینها اینطور میفهمند من الآن كه دارم به خیلی از مسائل و قضایایی كه حول و حوش همین جریانات عرفانی قرار دارد نگاه میكنم جداً نمیدانم چرا فقط و فقط خوارج نهروان میآید جلوی ذهنم. یكی طالبان، یكی همین خوارج نهروان. اصلا اینها مثل اینكه در یك برنامهاند، اصلا اینها عین هم هستند. میگویی دو دو تا، میگویند هفتتا! بابا دو دو تا چهار تا ...

