افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
15چرا این قضیه در زمان ایشان اتفاق نیفتاد؟ چرا اتفاق نیفتاد؟ مگر حتما باید درب خانه آقایان كارت دعوت بفرستند؟ هان؟ وقتی كه یك حاكم اسلام میگوید كه رفتن به جبههها واجب كفایی است، آیا این واجب كفایی شامل پدر ما هم میشد یا نمیشد؟ یا اینكه دوستان ایشان از این قضیه واجب كفایی چقدر سهم داشتند؟ حتی یك نفر هم سهم نداشتند؟
این مطلبی كه من در جلد سوم اسرار ملكوت نوشتهام، روی حساب است. روز قیامت آنهایی كه میدانند و دارند جلوی خورشید میایستند و دارند انكار میكنند باید جواب بدهند.
شمایی كه میفرمایید فرمودهاند كه واجب كفایی است كه افراد بروند برای جبهه، بفرمایید سهم دوستان و ارادتمندان مرحوم پدر ما از این واجب كفایی چند نفر بود؟
در تمام مدّتی كه این جنگ خانمانسوز كه دشمن بر كشور اسلام حمله كرد و این مصائب را بار آورد، در تمام این مدّت مرحوم آقا به چند نفر از دوستانشان گفتند كه آقا واجب كفایی است رفتن به جبهه، و باید بروید؟
آیا شد حتی در یك مجلس ایشان به همه علنا بگویند: ایها الناس! ای دوستان من! ای كسانی كه دارید از من اطاعت میكنید! دستور دادم كه رفتن به جبهه واجب است، هركسی از شما در خودش این قدرت را میبیند نه تكتك، شخصی؛ هركسی از شما به طور كلی باید برود؟
واجب مگر «باید» نیست؟ یا مستحب است؟ اگر سواد ندارید بروید از آنهایی كه سواد دارند سؤال كنید. واجب كفایی در آن «باید» هست.
آیا در یكی از دوستان آقا این «باید» نبود؟ فقط برای بقیه بود؟ چرا دارید روی خورشید را میپوشانید؟ چرا آن مطالبی كه مورد نظر هست، آنها را میخواهید كتمان كنید؟ میخواهید به قضایا رنگ و بوی مسائل اجتماعی و سیاسی بدهید، از این راه وارد میشوید؟
افرادی كه مطالب را میخوانند میفهمند.
آیا یكبار در جلساتی كه پدر ما برگزار كرد (در این مدت كه به مشهد آمدند) از دهان ایشان شنیدید كه بگویند رفقای من [رفتن به جبهه] واجب كفایی است؟! مگر واجب كفایی نیست؟ چطور ایشان میگفت واجب كفایی است هر كسی یك مرده ببیند برود دفنش كند، چطور راجع به واجب كفاییها هزارتا مطالب بود، اما چرا در این مدت كه این واجب، واجب كفایی است و شما هم میگویید و همینطور هم هست و در كتابشان هم نوشتهاند كه این واجب كفایی است ولی خودشان به افراد نگفتند؟

