افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
25وقتی كه بنده دارم میگویم ما معیار داریم در این كله كه گچ نیست، البته خب در كله خیلیها گچ است! امثال همین كسانی كه این مطالب را مینویسند، در كله اینها گچ است! گچ كردهاند و سفتش هم كردهاند، یك خرده هم با چیزهای دیگر قاطی كردهاند، دیگر سفت شده. ولی افراد دیگر هستند كه هنوز نه، گچ نیست وقتی كه بنده دارم میگویم معیاری كه در دست دادهاند این است كه كسی كه زمام مسئولیتی را به عهده میگیرد باید فرد امینی باشد، راستگو باشد، دروغنگوید، امانت را حفظ كند، سرّ مردم را فاش نكند، اسرار مردم را نگهدارد، این شخص باید باشد. آن شخصی كه میآید و مناظره میكند و جلوی چشم آدم دارد دروغ میگوید! جلوی چشم خود بنده، جلوی چشم خود من دارد دروغ میگوید، دارد میگوید هاله نور و رفته پیش یكی از این آقایان كه خود بنده دیدم، همه هم دیدند، همه دیدند، كی كه ندیده باشد؟ این حرفها را كیست كه نبیند؟ وقتی در تمام تلویزیونهای خارج بگذارند یعنی همه دنیا دیدهاند. وقتی بنده خودم از دهانش شنیدم و در چشمهایش هم نگاه كردم كه گفت، بعد خود این شخص بیاید بگوید: آقا این حرفها چیست؟ نور چیست؟ این مسائل چیست؟
پس این شخص چیست؟ دروغگو است دیگر! شما به چه چیزی دروغ میگویید؟ شما كذب را برای من معنا كنید! كذب یعنی بیان یك مطلب بر خلاف واقع. غیر از این است؟ خیلی خب. حالا این آقا آمده گفته كه اصلا یك همچنین چیزی نیست، نور چیست؟ این حرفها چیست؟ آقا این مسائل خندهدار چیست؟
دومیاش را هم دیدم.
وقتی این است، خب یعنی چه؟ یعنی این آدم خائن است دیگر! تمام شد! یعنی این آدم دروغگو است دیگر، این آدم دروغگو است. این كه در این قضیه دروغ میگوید، آیا در مسائلی كه آینده پیش میآید راست خواهد گفت؟ آیا راست خواهد بود؟ یا نه، در آنها هم دروغ خواهد بود؛ كه بود!

