افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
27پس صرف ادعای عرفان ملاك نیست. مگر اینها ادعای عرفان ندارند؟ مگر ادعای پیروی مكتب آقا را ندارند؟ چرا باید به این بدبختی بیفتند؟ هرچه را كه میبینند، انكار میكنند، هرچهرا. آیا عرفان فقط به این است كه بیایند بگویند: نه خیر، آقای كذا بیاید تا دفاع كنیم ...
یا اینكه نه، خودت را چقدر با این مبانی وفق دادی؟ خودت چقدر جلو آمدی؟ خودت چقدر جلو آمدی؟
دست ارادت خود را به كه دادی؟ به یك آدمی كه در چشم مردم نگاه میكند و دروغ دارد میگوید؟ حالا بقیه مسائل دیگر بماند. آن كسی كه میآید دروغ میگوید، دیگر سایر كارهایش چه خواهد شد؟ چون همه این مسائل در حول و حوش صداقت و دروغ سنجیده میشود دیگر. اگر ظلم یا عدالتی بخواهد انجام بشود در قضیه دروغ و صداقت است. رعایت حال مردم و حفظ اسرار مردم و ... در دروغ است. كسی كه میآید خیانت میكند، خب دیگر نمیتواند راست بگوید، پس مجبور است دوباره دروغ بگوید. كسی كه میآید دزدی میكند، خب نمیتواند بیاید داد بزند: ایها الناس بدانید من اینقدر دزدی كردهام!
كدام دزد را شما دیدهاید كه صادق باشد؟ میگویند بعضی از دزدها صادقند. باز هم صد گل به جمالشان. میگویند سابق بعضیها بودند، داد میزدند مردم من این را دزدیدم، همه بدانید!
آدم دزد كه نمیآید بگوید من دزدیدم، پس مجبور است باز دروغ بگوید. آن كسی كه میآید یك خلاف میكند كه نمیگوید من خلاف كردم.
ببینید تمام مسائل آمد در این محوریت صدق و محوریت كذب. همه مسائل میآید در اینجا قرار میگیرد. پس آدمی كه دروغ بگوید بدانید كه تمام كارش دیگر چه خواهد شد، و دیدید كه چه شد. خودتان دیدید چه شد. و این چیزهایی كه دیگر آقایان دارند میگویند، بنده كه نمیگویم، خود آقایان دارند میگویند. خود آقایانی كه مسئول هستند دارند میگویند، بنده از خودم نگفتم.
مطالب كذب، دروغ، آمارهای دروغ كه دارند میدهند، چیزی نیست كه آدم بخواهد انكار بكند، چه را انكار بكنیم؟ چه را انكار بكنیم؟ انكار چه را میخواهیم بكنیم؟

