افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
29بابا میخواهم یك لیوان آب بخورم. متوجه نمیشوی آب چیست؟ این آب آب است ...
نه، این نیتش این بوده كه چای بخورد!
مگر خودم زبان نداشتم بگویم چای؟ میگویم آقا بنده میخواهم آب بخورم، لیوان و تنگ هم هست، آب هم از این تنگ ریختم در این لیوان ... از این راحتتر و شفافتر؟
نه، نه، این منظورش چای است! من منظور او را از خودش بهتر میفهمم!
خب مگر مجبوری تأویل كنی؟ مگر مجبوری؟ تأویل كه دیگر بدتر است، من كه خودم دارم میبینم این كار را دارم انجام میدهم و به خاطر این هم دارم این كار را میكنم، حداقل صداقت داشته باش بگو آقا نه خیر این فلانی به خاطر این دارد این كار را میكند، این رأیی كه دارد میدهد برای این است.
دیگر حرف نزنید و ساكت بنشینید چون اینطوری كه بدتر است، چه را میخواهیم ثابت كنیم؟ چه را میخواهیم اثبات كنیم؟
یك وقت مرحوم آقا به بنده میفرمودند كه دیگران ما را بهتر از خودمان میشناسند! نیاز نیست ما در امور خودمان دست به مطلب خلاف بزنیم، چون آنها خودشان میفهمند كه ما كه هستیم و چه هستیم و تا كجا این مطلب ما صادق است. بهترین كار این است كه ما صادق باشیم.
شما نگاه كنید ببینید یك عارف، یك ولی خدا دارد میگوید:) یك آدم پیرو رسول خدا، یك آدم پیرو مكتب امیرالمؤمنین نمیآید دروغ بگوید، نمیآید خلاف كند (چرا؟ چون این را من دارم اضافه میكنم اگر این خلاف معلوم نشود كه خلاف است، باز یك چیزی این را من دارم میگویم ایشان نگفتند ولی در جایی كه معلوم است این خلاف خلاف است، او هم میداند كه تو الآن داری خلاف میكنی، پس این خلاف چه نفعی دارد برای من؟ جز آبروریزی چه نفعی دارد؟ جز از دست دادن احتمالی امكانات، كه اگر یك امكاناتی احتمالا باشد آن را هم انسان از دست میدهد.

