افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
3بعد مشخص شد كه بله، راجع به فلان دههای كه در پیش هست و قرار است فلان منبری را دعوت كنیم، او میخواهد دل مرا به دست بیاورد كه آن منبری مورد نظر خودش را من دعوت كنم! حالا اسم نمیبرم منبریاش كه بود وقتی كه از در آمدیم بیرون رو كردم به ایشان گفتم: آقای فلان را برای منبری دعوت میكنیم، نه فلانی را!
یكدفعه تمام آنچه كه در ذهنش بود همه ریخت و از بین رفت! و متوجه شدم ایشان فرمودند كه تمام اینها همهاش به خاطر پیشبرد است.
و لذا ایشان خیلی ما را برحذر میداشتند از اینكه مواظب اطرافیان باشیم، كه اینها چطور میآیند و انسان را دور میزنند و بعد مطالبی را كه مورد نظر خودشان هست، این مطالب را میآورند و القاء میكنند و بعد انسان را در یك محدوده قرار میدهند و انسان تصور میكند كه غیر از این راهی نیست، و این بهترین راهی است كه انتخاب كرده و بهترین برنامهای است كه به پیشبرده.
حالا بعد از گذشت سالها از وفات ایشان، من كمكم به بعضی از مسائل میرسم كه این تأكیدهایی كه ایشان میكردند راجع به این ارتباطات، راجع به ایناشخاص چه بوده. تحذیرهایی كه میكردند كه ما را نسبت به این قضیه متوجه كنند به چه كیفیتی بوده. میبینم عجب، ایشان چه بینشی داشته، چه بصیرتی داشته و چطور مطالب را میدیده. كه میآیند و آدم را دور میزنند در حالی كه آدم ابدا و ابدا نمیفهمد.
آخر آن كسی كه باید دور بزند، یك طور دور نمیزند كه مچش باز بشود؛ یك طور دور میزند كه خواست خودش از دهان این فرد شنیده بشود. این دهان باز نمیكند، خب دهان باز كند معلوم میشود از كجاست، از كجا این نشأت گرفته، از كجا این پیدا شده، آمده توجه كردید؟ از كجا این مسئله به وجود آمده.
در یك جریانی كه مربوط به سلمانرشدی بود، خب این یك مسئلهای پیش آمد و آمد یك كتابی نوشت راجع به آیات شیطانی و سروصدا كرد، اینطرف و آنطرف و ...

