
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
افشاء نفاق و اعلام مباهله نسبت به مدعیان دروغین (3)
33حسین بود، آن هم امام حسنین، امام سوم، او را هم در كربلا كشتند. حسینهای زمان دیگر كه هستند؟ آقایی كه شما داری بالای منبر میگویی، با احساسات صحبت كردن را هر ننهقمری هم بلد است، هر ننهقمری بلد است با احساسات صحبت كند، ولی مگر انسان با احساسات جلو میرود؟ مگر با احساسات به فهمش اضافه میشود؟ حسینهای زمان چندتا داریم؟ الآن زمان حضرت بقیةاللَه است دیگر، خب اگر قرار باشد حسین زمانی الان باشد، آن كیست؟ امام زمان است دیگر. ایشان فرزند همان هستند. یعنی آن امام حسین روز عاشورا تبدیل شد به امام زمان، حضرت حجة بن الحسن المهدی این زمان، این شب، شب شنبه، تبدیل به این شده. خب غیر از این چه؟ حسین دومت كیست؟ این كه ما میبینیم، آن امام حسین روز عاشورا، «امام» حسین! «امام»! او! با آن مقام قاب قوسین أو أدنی، با آن واسطه بین عالم خلق و خدا، نه آن كسی كه جلوی دماغش را نمیتواند ببیند و پشت این دیوار نمیداند چیست.
آن حبلاللَه الممدود بینالسماء والأرض آن امام زمان، آن واسطه فیض الهی به همه ممكنات در آن زمان، آن عالم و عارف به اول ما خلق و لا یتناهی و متصل به علم لایتناهی آن زمان، آن شافع روز جزاء همه عالم در آن زمان، او الآن تبدیل شده به یك نفر به اسم حضرت حجة بن الحسن المهدی در این زمان؛ خب قبول داریم. این را قبول داریم، كه بله، آن امام، آن حسین الآن تبدیل به این شده.
بفرمایید ببینم نفر دوم كیست؟ چون شما میگویید حسینهای زمان دیگر! «ها» میآورید، «ها» یعنی سه به بالا، معنای «ها» یعنی سه به بالا، دو نفر را همه جمع نمیگویند؛ سه به بالا. خب شما دومیاش را بگو تا من سومیاش را بگویم، دومیاش كیست؟
اگر قرار است مردم را با شعار جلو ببریم و حرف بزنیم، حرفی نداریم. اگر قرار بر این است كه روز قیامتی باشد و امام صادقی بیاید از من طلبه بازخواست كند، كه تو كه درسهای مرا خواندی، تو كه آمدی ادعای تبلیغ مرا كردی، این حرفها و آن شر و ورها چیست كه داری میزنی، بنده چه جواب امام صادق را بدهم؟ چه بگویم به امام صادق؟ توجه میكنید؟ وقتی كه شما میآیید در كتابت برمیداری مینویسی هارون و مأمون از مفاخر اسلام است، من الآن در اینجا مشكل پیدا میكنم، هركه میخواهی باش. وقتی شما میآیی در كتابت مینویسی كه ابوحنیفه از مفاخر اسلام است، اینجاست كه من مشكل پیدا میكنم، اگر نه، این اعتقادات برای خودت باشد، شما این اعتقاداتت را با خودت به قبر ببر، با شما كاری ندارم. اعتقاداتت را به زن و بچهات هم بگو، باز من كاری ندارم. من نیامدهام سرّی را فاش كنم، چطور اینكه خیلی چیزها را میدانم كه معتقداتت است، در مجالس خصوصی هم گفته شده، ولی بنده اسم نمیآورم و نمیگویم، یك كلمهاش را هم نمیگویم، خب مربوط به خودت است، حالا تغییر پیدا
