مكتبهاى مختلف درباره ذات و افعال حق تعالى
13این مکتب، مکتب فکر است. مکتب پسندیدهای هم هست چون هر کدام از ما دارای فکری هستیم و این فکر را خدا به ما داده، با این فکر ما باید مجهولات را به دست بیاوریم. مجهول از کجا به دست میآید؟ از دو مقدّمۀ معلوم یا چند مقدمۀ معلوم در صورتی که بین آنها رابطۀ خاصّی باشد، مجهول به دست میآید.
ولیکن آیا این کافی است برای رسیدن به خود خدا و درک خدا و معرفت خدا یا کافی نیست؟ اصلاً بحث در اینجاست که آیا علوم فلسفی کافی است یا کافی نیست؟ کسی نمیتواند منکر علم فلسفه و حکمت بشود و بگوید این علم اصلاً به کلّی مقدّماتش غلط است.
علم فلسفه و حکمت مثل علم ریاضی غیر قابل انکار است
علم فلسفه و حکمت مثل علم ریاضی میماند! دو به اضافۀ دو مساوی است با چهار؛ دو مثلّث که در دو زاویه و ضلع بینهما مساویند، مساویند؛ کسی نمیتواند این را منکر بشود، اگر بخواهد منکر بشود او را مینشانند جلو و میگویند: آقا بنشین جلوی این صفحه، این قلم و این دفتر، اثبات کن! اگر بخواهی انکار کنی، دلیلِ نفهمی است، اگر عاقل باشی باید قبول کنی. علوم ریاضی و هندسه که براساس عدد استوار شده و یک سیری را دارد طیّ میکند، قابل انکار نیست؛ علوم فلسفه و حکمت هم همینطور است. یک مقدّمه برای ما میچیند، یک مقدّمۀ دیگر هم به او ضمیمه میکند، نتیجه میگیرد؛ و راه تشخیص مقدّمۀ صحیح را از مقدّمۀ غیر صحیح به ما نشان میدهد؛ حالا اگر ما در یک مسألهای مقدّمۀ غیر صحیح استخدام کنیم و بگذاریم، تقصیر آن علم نیست، تقصیر ماست! و خود آن علم جلوگیر ماست.
پس اگر انسان با علم فلسفه و حکمتِ صحیح جلو برود، خوب درک میکند که واقعاً در عالمِ وجود خدایی است و خدا بسیط است، علیم است، بَصَرش مطلق است، علمش مطلق است، ذاتش بینهایت است، احاطۀ بر تمام موجودات دارد، عالم را ایجاد کرده، عالم ربط با او دارد، او با عالم است، عالم با اوست، یک ذرّهای از نظر خدا مخفی نیست!

