نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
10ایرادات وارده بر روایتی جعل شده توسّط ابوهریره
اینها همه بهجای خود. ابوهریره میگوید که:
روایت کردهاند که پیغمبر گفت: همینطوری که خداوند علیّأعلیٰ عرش را خلق کرد، خودش روی آن عرش و روی آن کرسی نشست و دید که تنها است؛ آنوقت پیغمبر را از اینجا برد بالا و پهلوی خودش و دست راست خودش برد و روی کرسی نشاند. و لذا در روز قیامت هر کس که برود در موقف، پیغمبر را پهلوی خدا روی کرسی میبیند.1
نصاریٰ هم عین همین حرف را میزدند که: «خداوند علیّأعلیٰ در بالای آسمان حضرت عیسی را برد بالا و در کنار خودش در روی همان عرش نشاند.» مسلمانها به نصاریٰ ایراد میکنند که: خدا جسم نیست، عیسی خدا نیست، عیسی پسر خدا نیست؛ خداوند روی کرسی و عرش نمینشیند، [بلکه] عرش عبارت است از [قدرت] و احاطۀ وجودی [پروردگار]، و إستواء بر عرش عبارت است از قدرت پروردگار و إرادۀ او که بر همۀ عوالمْ استیلاء پیدا کرده است؛ و خدا جسم نیست، پس چگونه شما میگویید که خدا عیسی را بالا برد و پهلوی خودش نشاند؟! [در جواب] میگوید: این حرف را خودِ شما مسلمانها میزدید! مگر روایت ندارید که: خدا پیغمبر را خلق کرد و بعد پیغمبر را حرکت میدهد و میبرد بالا، پهلوی عرش خودش مینشاند؟!
عدم تمکّن عامّه از جواب به خلافها و جعلهای صحابه
آنوقت در جواب این اشکالات، اینها همه سر به زیر میمانند و میگویند چهکار کنیم؟! آیا بگوییم ابوهریره دروغ میگوید؟! اگر [این را] بگوییم، فاتحۀ همۀ روایات بخاری و مسلم و اینها همه خوانده شده است! اگر بگوییم راست میگوید، جواب این دشمنان و یهود و نصاریٰ و مُلحدین و بعضی از مسلمانهایی که به خود ما اعتراض میکنند و میگویند: «این اخباری که شما بر خلاف کتاب خدا دارید، جواب آن را بدهید؟!» جواب اینها را چه بدهیم؟!2
اختلاف بعضی از علمای عامّه درخصوص ایرادات وارده بر خودشان
- کشف الظنون، ج ٢، ص ١٤٣٨، با کمی اختلاف، به نقل از ابنتیمیّه، مرسلاً و بدون ذکر سند.
- جهت اطلاع بیشتر بر احوال ابوهریره و مجعولاتش رجوع شود به امام شناسی، ج ١٤، ص ٣٧٠.
امام شناسی، ج ١٨، ص ٣٥٨:
«با وجودی که میبینیم از ابوهریره هزاران حدیث ساختگی و موضوع و مجعول در کتب عامّه منتشر است، و بعضی تعداد آنها را دقیقاً به ٥٣٧٤ بالغ دانستهاند، بیایید و تماشا کنید از حضرت أمیرالمؤمنین و سیدالوصیِّین و قائدالغُرِّالمحجَّلین و یعسوبالمسلمین چند روایت نقل کرده اند؟!
ابوریّه میگوید: ”علی اوّلین کس بود که اسلام آورد و در دامان پیغمبر تربیت یافت و تحت کنف او پیش از بعثت زندگی مینمود و همینطور پیوسته با او بود تا پیغمبر به رفیق أعلیٰ انتقال پیدا نمود، أبداً از وی جدا نگشت، نه در سفر و نه در حضر. و وی پسر عمّ و شوهر دخترش، فاطمة الزَّهراء بود و در تمام غزوات و مشاهد غیر از تبوک حضور داشت؛ زیرا که در این غزوه، رسول خدا او را در مدینه بهجای خود خلیفه نهاد و علی گفت: ای رسولالله! تو مرا در میان زنان و کودکان جا گذاشتی! رسول خدا فرمود: آیا راضی نیستی که منزلۀ تو با من مانند منزلۀ هارون با موسی باشد، به غیر از منصب نبوّت؟!
آری این امامی که احدی از میان جمیع صحابه مشابهی در علم برای او نمیباشد، مقدار احادیثی را که به وی اسناد دادهاند، بهطوریکه سیوطی روایت نموده است، ٥٨ حدیث میباشد. و ابنحزم گوید: حدیث صحیح از او بیشتر از پنجاه حدیث نرسیده است؛ و بخاری و مسلم از آن احادیث فقط قریب بیست حدیث روایت کردهاند.“ (الأضواء، طبع سوم، ص ٢١٤ و ٢١٥)»

