نقد و بررسی قول عامه در عدالت مطلق صحابه
11حَکَم،1 یکی از بزرگان عجیب و غریب و از علماءِ درجۀ یکی است که در زمان شافعی بود ولی میخواست بعد از اینکه شافعی از دنیا برود، برود آن مجلس شافعی را اشغال کند و به آن ریاست و آن مجلس و درس و بحث و... [برسد]. شافعی در مصر از دنیا رفت و این شخص آماده شد که بیاید [کرسی را اداره کند]. گفتند شافعی گفته است: «أحقُّ النّاسِ بمجلسی، رَبیعُ؛ یعنی از همۀ افراد آن کسی که سزاوارتر است تا اینجا بنشیند و این کرسی را إداره کند، ربیع است.»2 به او برخورد و خودش هم به مذهب مالک دست زد و مالکی شد؛3 و رفت یک کتابی بر علیه شافعی نوشت و در آن کتاب، تمام آراء و افکاری را که شافعی داشته و بر خلاف کتاب و سنّت بوده است، یکیک ذکر میکند.4
اکتفا بر قرآن و کنار گذاشتن کلام رسول خدا، علّت اختلافات عامّه
و این خوب است! نظیر اینها یکی، دوتا، سهتا، چهارتا نیست! میدانید اینها از کجا پیدا شده است؟ برای اینکه اینها ﴿وَفِيكُمۡ رَسُولُهُۥ﴾ را از قرآن انداختند و گفتند: کتاب خدا کافی است؛ عمر گفت: «کفانَا کتابُ اللَه؛5 ما به سنّت پیغمبر کاری نداریم!» حالا آمدند و در آن [مطلب] ماندند.6
ردّ احمد امین مصری بر «حسبنا کتابَ اللَه» در کتاب یوم الإسلام
احمد امین مصری که مخالف شیعه است و آن اتّهامات عجیب و غریب را [به شیعه] زده است، در آخر عمر کتابی به نام یوم الإسلام نوشته و درآنجا دارد:
و مِنَ الخَطاءِ أن یُقالُ: حَسبنُا کِتابُ اللَه؛7 «این حرف بسیار غلطی است که
همچنین حرفی کسی بزند! آیا کسی میتواند به کتاب خدا اکتفا کند درحالتیکه پیغمبر نگهدارنده و پاسدار و مُراقِب و مفسّر و مبیّن است؟!»
حالاتمام اتّهاماتی را که به شیعه زدهاند، یکییکییکی دارند پس میگیرند.8
کتب ابوریّه در انتقاد بر آراءِ عامّه و لزوم مطالعۀ آن برای طلاب
- ابوعبدالله محمّد بن عبدالله بن عبدالحکم بن أعین بن لیث. (محقّق)
- تاریخ الإسلام، ذهبی، ج ١٧، ص ٤٢٣؛ ج ٢٠، ص ١٦٩؛ تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج ١٤، ص ٣٠٣.
- تاریخ الإسلام، ج ٢٠، ص ١٧٠.
- الأعلام، زرکلی، ج ٦، ص ٢٢٣؛ تاریخ الإسلام، ج ٢٠، ص ١٧١.
- الطبقات الکبریٰ، إبنسعد، ج ٢، ص ١٨٨؛ مسند أحمد، ج ١، ص ٣٢٤؛ صحیح البخاری، ج ٥، ص ١٣٧؛ صحیح مسلم، ج ٥، ص ٧٧:
«عن إبنعباس قال: لمّا حضر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”هَلُمَّ أکتبُ لکم کتابًا لا تَضِلّون بعده!“ فقال عمر: ”إنّ رسول الله قد غَلَبَ علیه الوجعُ و عندکم القران حسبنا کتاب الله!“» - جهت اطلاع بیشتر پیرامون غلط بودن قبول قرآن بدون قبول گفتار رسول خدا رجوع شود به امام شناسی، ج ١٣، ص ١٤٦.
- یوم الإسلام، ص ١٢. امام شناسی، ج ١٣، ص ١٤٧، تعلیقۀ ٢:
«احمد امین مصری کتابی در آخر عمر خود نوشته است و در آن از بسیاری از اتّهاماتی که در فجر الاسلام و ضحی الاسلام به شیعه زده است، رفع ید کرده است و در حقیقتْ توبهنامهای است از او بدون آنکه لفظ توبه و عذرخواهی را بر زبان آورده باشد. در ص ١٢ از این کتاب میگوید:
”و أمّا السّنّة فهی أهمّ مصدر بعد القرآن، و قد تجرّأ قومٌ فأنکروها و اکتفوا بالعمل بالقرآن وحده. و هذا خطاء! ففی السّنّة تفسیرٌ کثیرٌ من النبّیصلی الله علیه و آله فی القرآن؛ و امّا سنّت، پس آن مهمترین مصدر است پس از قرآن. و حقّاً بعضی از مردم تجرّی و تعدّی نمودند تا سنّت را انکار کردند و تنها به عمل به قرآن اکتفا نمودند. و این کار، کار خطا و غلط است؛ زیرا در سنّت، تفسیر بسیاری از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله دربارۀ آیاتی که در قرآن است وجود دارد.“
آنگاه احمد امین، شرحی نسبتاً مفصّل راجع به این موضوع میدهد.» - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج ١٤، ص ٦٣ ـ ٦٨.

