اهمیت تحصیل علوم دینی
15من الآن دارم این را به شما میگویم: مرحوم آقا از دنیا رفتند و همه هم میدانستند که چهار پسر ایشان طلبه هستند؛ آخوندهای طهران میدانستند، آخوندهای نجف میدانستند، آخوندهای مشهد هم که میدانستند، امّا از میان اینهمه آخوند فقط چهار تا تلگراف تسلیت برای ما آمد که دو سهتای آنها هم از ارحام بودند! امّا وقتی در مسجد لالهزار مجلس فاتحۀ آقا گرفته میشود، آقایان از اول تا آخر مسجد میآیند و شرکت میکنند! ولی برای چه کسی شرکت میکنند؟ برای مرحوم آقا یا برای صاحب مسجد؟! ما که پسر ایشان بودیم! اگر موقعیت بقیّۀ فرزندان ایشان را نمیدانستند، موقعیت شخص من را در قم که میدانستند!
یک نفر که فوت کرده است ـ که به قول مرحوم آقا وقتی میخواست یک خط عروه را بخواند، فقط در یک عبارت شش تا غلط داشت ـ وقتیکه یک چشم درد گرفت، چون نمایندۀ فلان آقا و فلان آقا بود و منزلش محلّ رفت و آمد آقایان بود، فقط از نجف دویست تلگراف برای او زدند! امّا علامه طباطبائی سکته میکنند و او را به خارج میبرند و میآورند، ولی یک تلگراف هم به او زده نمیشود! قضیّه چیست؟! این حوزه باید هم از بین برود! این حوزه نمیماند و امیرالمؤمنین نمیگذارد که بماند!
اما إنشاءالله همانطوریکه آقا نوید دادهاند،1 عنقریب حوزهای که مورد دلخواه و مورد نظر حضرت است برقرار خواهد شد! حوزهای که در آن ولایت امیرالمؤمنین تدریس شود، حوزهای که در آن توحید تدریس شود. امیرالمؤمنین از درد دل همین مردمِ نفهم سرش را در چاه میکرد و به چاه شکایت میکرد، 2 از همین مردمی که نان امیرالمؤمنین را میخورند و این وضعیت آنها بود!
یکی از مهمترین سفارشات اولیای الهی
لهذا آنچه مورد نظر هست و مرحوم آقا و بزرگان خیلی نسبت به آن سفارش داشتند، استقامت در طریق است. همۀ افراد در همۀ رشتهها باید همینطور باشند. یک طبیب باید در راه خودش مستقیم باشد و مسائل، او را اینطرف و آنطرف نکند و فراز و نشیبها او را از آن خطّی که باید در آن خط باشد، باز ندارد. باید حقیقت مطلب را هرچه هست مطرح کند و در ارتباط با افراد، قضاوت صحیح و در ارتباط با عمل، حسن عمل داشته باشد. تمام افراد، مهندس، تاجر و کاسب باید همینطور باشند.
- . سالک آگاه، ص ٧٠.
- . رجوع شود به المزار الکبیر، ص ١٥٣.

