اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وظایف طلاب علوم دینی

0

انسان در طول عمر فانی خود دارای اعمال و رفتاری است که ارزش این اعمال با ترازوی فهم و معرفت سنجیده می‌شود؛ فهم و معرفتی که از چشمۀ نوارنی علم، ساطع و نمایان شده است. پس نور علم است که انسان را به سوی عمل صالح دلیل و راهنما است. ولی این چشمه زلال و شفاف علم همیشه در معرض گل‌آلودی و تیرگی وسوسهای شیطانی و حجاب‌های نورانی از مغرور و فریب خورده موقعیت و شرایط خاص شدن است. که اهل علم را تهدید کرده است. و آنها را از جایگاه تواضع واقعی و راه استوار بیرون رانده است. پس بر طالبان علم واجب است که با سرلوحه قراردادن کلام دُرر‌بار ائمه هدیٰ علیهم‌السلام و حرکت براساس عقل و فطرت، در کسب علم کوشا باشند. و سرمایه گران‌بهای عمر را در معرض تاراج اوهام و خیالات قرار ندهند. در این مجلس حضرت آیت الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با مبنا قرار دادن سیره و روش علمی و عملی اولیاء الهی و علمای راستین و بیان نکات و لطایفی از زندگی و سلوک علمی آن رادمردان عرصۀ توحید، بر آن هستند که طالبان راه علم و معرفت و طلاب علوم دینی را به قله‌های رفیع و بلند مرتبۀ فهم و معرفت هدایت کنند.

وظایف طلاب علوم دینی

8
  • ایشان خطاب به هر دو  ما فرمودند:

  • کاری نکنید که یک روز بیاید و بر عمر تلف‌شده حسرت بخورید!

  • در این عبارت دیگر همه‌چیز هست! همه‌چیز!

  • لذا وقتی‌که ما در قم طلبه بودیم، اصلاً ما را یک آدم بداخلاقی می‌دانستند! با اینکه من بد اخلاق نبودم؛ ولی به کسی رو نمی‌دادم که به حجره بیاید! چرا؟ چون می‌دیدم این طلبه‌ها می‌آیند، می‌نشینند، حرف می‌زنند و نیم‌ساعت وقت انسان را می‌گیرند! درحالی‌که من باید نیم‌ساعت مطوّل بخوانم، نیم‌ساعت مغنی بخوانم ـ البته آن‌موقع مغنی را خوانده بودیم، ولی مباحثه می‌کردم ـ لذا به‌جای این نیم‌ساعتی که بنشینیم و هِرهِر بخندیم، نیم‌ساعت مغنی مطالعه می‌کنیم؛ کدام بهتر است؟! لذا این یک ساعتی که باید بنشینیم مرتّب حرف بزنیم، این یک ساعت را به مطالعه می‌گذرانیم! چرا؟ چون این خنده و هِرهر و کِرکر کردن مربوط به همان موقع است و وقتی‌که تمام شد دیگر چیزی در انسان باقی نمی‌گذارد؛ یک هرهری کردیم و یک قدری با هم خندیدم و تمام شد!

  • البته نمی‌گویم [خنده و شوخی] نکنیم! ولیکن هر چیزی اندازه دارد؛ بله، مربّای آلو [و بداخلاق] بودن هم خوب نیست! ولی اینکه انسان بخواهد وقت خودش را در این امور بگذارند صحیح نیست.

  • روش و سیرۀ مرحوم مؤلف در طلبگی

  • در طول ایّام تعطیل اصلاً یک نفر در حجرۀ‌ ما نمی‌آمد! و وقتی‌که شب پنج‌شنبه می‌شد، آن موقع تازه شب راحتی ما بود! درس نداشتیم، ولی مطالعۀ ‌ما با روز‌های درسی فرق نمی‌کرد؛ فقط تنها تفاوتی که داشت، مسئولیت درسی از عهدۀ ما برداشته می‌شد و برای این خوشحال بودیم که الحمدلِلّه شب پنج‌شنبه شد و راحت شدیم! ولی همان مطالعه را داشتم؛ یعنی همان ده دوازه ساعتی که من مطالعه می‌کردم، در پنج‌شنبه و جمعه هم همان بود، ولی ساعت‌های درس و مباحثه کسر می‌شد.

  • شب‌ها من بیشتر از سه ساعت و نیم تا چهار ساعت نمی‌خوابیدم! یعنی خواب من در شبانه‌روز سه ساعت و نیم تا چهار ساعت بود و مطالعۀ من در شبانه‌روز قطعاً از دوازه ساعت کمتر نبود! لذا چون طبعاً این مسئله به انسان فشار می‌آورد، دیگر شب پنج‌شنبه حدّاقل مسئولیت درس رفتن و بحث کردن برداشته می‌شد و همین ما را خوشحال‌ می‌کرد که: الحمدلِلّه شب پنج‌شنبه شد و ما دیگر فردا سر درس نمی‌رویم!