
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
و آداب طلبگی
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
توضیحات:
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
10من این وضعیت فعلی خودم را واقعاً توفیق خدا و سعادت خدا میدانم و از ادای شکر او نمیتوانم بربیایم! و البته دستگیری مرحوم پدرمان هم بود که واقعاً ایشان بر ما حق حیات دارد و شکی در این مسئله نیست! چطور اینکه ایشان بر خیلی از افراد دیگر و بر شما هم حق حیات دارد؛ خیال نکنید که ایشان فقط بر بنده، چون پسر ایشان هستم حق حیات دارند! بلکه شما هم اگر با مرام و مکتب ایشان آشنا نمیشدید، وضعیتتان اینگونه نبود! گرچه ممکن بود در این راه پا بگذارید، ولی ـ همانطوریکه عرض کردم ـ به نیّت قاضی و امام مسجد شدن، به نیّت شهرت پیدا کردن، به نیت نماینده و مدیر کذا و [رئیس] سازمانها و این مسائل شدن، به نیّت تبلیغ بود! که تمام اینها از دایرۀ متابعت از دستورات و فرامین والیان امر خارج و بیرون است.
شاگرد امام صادق علیه السّلام فقط باید به امام صادق بیندیشد و بس، به هیچکس دیگر نباید فکر کند!
علت نیاز به علوم دینی نسبت به علوم دیگر
این توفیقی که الآن خدا نصیب شما کرده و شما را وارد چنین مرحلهای کرده است، چرا نصیب دیگری نمیشود؟! مگر افراد دیگری در فامیل نیستند؟! مادر میگوید: «نه! چرا فرزندم روحانی شود؟! برود دکتر و مهندس بشود! ما اینهمه روحانی و اینهمه منبری داریم! مگر چند تا رسالۀ عملیه نیاز داریم؟! اگر یک نفر باشد بس است! باید بیاید دکتر بشود و به مردم خدمت کند!» درصورتیکه مطب دکترها تعطیل است و کسی سراغ آنها نمیرود! حال میگوید بیاید دکتر بشود! میگوید: «بیاید به مردم خدمت کند! مگر خدمت کردن فقط به عمامه گذاشتن و رساله و احکام گفتن است؟!» درحالیکه این بندۀ خدا نمیداند که بحث خدمت به مردم یک مطلب دیگری است و این علم در وهلۀ اول برای خود انسان است!
یعنی این را به شما بگویم: اگر ما را در دِهی تبعید کنند و بگویند: «آقا، شما تا پنجاه سال دیگر هم اینجا هستید و نمیگذاریم از اینجا بیرون بروید و با کسی ارتباط داشته باشید!» حال اگر این کتابها و این دروس در آنجا باشد، ما این کتابها را مطالعه نمیکنیم؟! آیا ما روایات امام صادق را نمیخوانیم؟! آیا ما اصول کافی را باز نمیکنیم و روایاتی که از ائمّه آمده است را مطالعه نمیکنیم؟! یا نه، تازه میگوییم: به به! یک مجال و فرصتی پیدا کردیم و کسی سراغمان نمیآید، حال ببینیم امام صادق و امام باقر چه فرمودهاند!
