
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
و آداب طلبگی
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
توضیحات:
تعلیم و تعلّم علم و کسب دانش، از مسائلی است که دین مبین اسلام بر آن تأکید و سفارش فروانی دارد و همواره پیروان آیین خود را به دانش اندوزی و طلب علم ترغیب و تشویق میکند. در این جلسه حضرت آیة الله طهرانی ـ رضوان الله علیه ـ با استناد به کلام معصومین و شواهدی از مسائل اجتماعی و تاریخی قصد تبیین و توضیح جایگاه علم در شریعت اسلام را دارند و با نگاهی تحلیلی، به مقایسه بین علوم دینی و علوم دیگر پرداخته و در آخر هم با توصیههای مشفقانه به طلاب علوم دینی آنها را از خطرات این راه آگاه میسازند.
جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
20نورانیت علم، حاصل مراقبه داشتن
این نکته را همیشه ما باید در نهایت مسئله در نظر داشته باشیم که آن نورانیتی که بهواسطۀ این علوم برای انسان حاصل میشود، در سایۀ مراقبه و پیمودن راه است. آن شخصی که راه را میرود و به مسائل میرسد، این علم برای او نور میآورد؛ حال فرقی نمیکند، چه ادبیات یا منطق یا فلسفه و یا فقه و این درسها باشد! اما اگر انسان این علوم را بدون مراقبه و توجه به دستورات سلوکی و مطالبی که بزرگان در این زمینه گفتهاند بخواند، این علوم برای او نورانیت نمیآورد؛ بلکه فقط یک سری محفوظاتی است که برای انسان حاصل میشود! مثل این است که شما یک شعر یا [آیاتی از] قرآن را [بدون ادراک معانی آن] حفظ کنید.
علت کدورت ائمۀ جماعات مکه و مدینه
بسیاری از ائمّۀ جمعه و جماعات مساجد مکّه و مدینه، قرآن را حفظ هستند. امام جماعت مسجد مدینه از معاندین با تشیّع است و اصلاً مشخص است که عناد دارد! در مسجدالحرام امام جماعتی بود که بعضی شبها میآمد و صحبت میکرد؛ وقتی که این شخص شروع میکرد، مصیبت ما شروع میشد! وقتی شروع میکرد به «بسم الله» اصلاً عجیب بود! خدا میداند در این دل و نفس او چه کدورتی بود و چه قساوتی بود که وقتی حرف میزد خیلی آشوب به پا میکرد! درحالیکه فرضاً این آقا قرآن هم حفظ است. اما آثار و نتایج حفظ قرآن کجاست؟ میدانید چرا این شخص به اینجا رسیده؟ چون پایۀ خود را از اول بر مخالفت و عناد با اهلبیت گذاشته است! لذا هرچه جلو آمد، خدا هم به او ظلمت داد و گفت: حال که اینطور است، ما هم میدانیم چهکار کنیم! هر آیۀ قرآن و روایتی که حفظ میکند، همینطور به ظلمتش اضافه میشود تا میرسد به جایی که اصلاً میشود عمر دوم و آنجا میایستد به نماز خواندن! واقعاً عبارات و صدایش خیلی عجیب بود! درحالیکه اینها هم آدمهای کمی نیستند؛ بلکه در مکتب خودشان آدمهای درس خواندهای هستند!
