جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
10من این وضعیت فعلی خودم را واقعاً توفیق خدا و سعادت خدا میدانم و از ادای شکر او نمیتوانم بربیایم! و البته دستگیری مرحوم پدرمان هم بود که واقعاً ایشان بر ما حق حیات دارد و شکی در این مسئله نیست! چطور اینکه ایشان بر خیلی از افراد دیگر و بر شما هم حق حیات دارد؛ خیال نکنید که ایشان فقط بر بنده، چون پسر ایشان هستم حق حیات دارند! بلکه شما هم اگر با مرام و مکتب ایشان آشنا نمیشدید، وضعیتتان اینگونه نبود! گرچه ممکن بود در این راه پا بگذارید، ولی ـ همانطوریکه عرض کردم ـ به نیّت قاضی و امام مسجد شدن، به نیّت شهرت پیدا کردن، به نیت نماینده و مدیر کذا و [رئیس] سازمانها و این مسائل شدن، به نیّت تبلیغ بود! که تمام اینها از دایرۀ متابعت از دستورات و فرامین والیان امر خارج و بیرون است.
شاگرد امام صادق علیه السّلام فقط باید به امام صادق بیندیشد و بس، به هیچکس دیگر نباید فکر کند!
علت نیاز به علوم دینی نسبت به علوم دیگر
این توفیقی که الآن خدا نصیب شما کرده و شما را وارد چنین مرحلهای کرده است، چرا نصیب دیگری نمیشود؟! مگر افراد دیگری در فامیل نیستند؟! مادر میگوید: «نه! چرا فرزندم روحانی شود؟! برود دکتر و مهندس بشود! ما اینهمه روحانی و اینهمه منبری داریم! مگر چند تا رسالۀ عملیه نیاز داریم؟! اگر یک نفر باشد بس است! باید بیاید دکتر بشود و به مردم خدمت کند!» درصورتیکه مطب دکترها تعطیل است و کسی سراغ آنها نمیرود! حال میگوید بیاید دکتر بشود! میگوید: «بیاید به مردم خدمت کند! مگر خدمت کردن فقط به عمامه گذاشتن و رساله و احکام گفتن است؟!» درحالیکه این بندۀ خدا نمیداند که بحث خدمت به مردم یک مطلب دیگری است و این علم در وهلۀ اول برای خود انسان است!
یعنی این را به شما بگویم: اگر ما را در دِهی تبعید کنند و بگویند: «آقا، شما تا پنجاه سال دیگر هم اینجا هستید و نمیگذاریم از اینجا بیرون بروید و با کسی ارتباط داشته باشید!» حال اگر این کتابها و این دروس در آنجا باشد، ما این کتابها را مطالعه نمیکنیم؟! آیا ما روایات امام صادق را نمیخوانیم؟! آیا ما اصول کافی را باز نمیکنیم و روایاتی که از ائمّه آمده است را مطالعه نمیکنیم؟! یا نه، تازه میگوییم: به به! یک مجال و فرصتی پیدا کردیم و کسی سراغمان نمیآید، حال ببینیم امام صادق و امام باقر چه فرمودهاند!

