جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
12این قضیه را که میگویم راست است و دروغ نیست! این قضیه در همان زمان شاه در طهران اتفاق افتاده بود و شخصی از آشنایان ما این قضیه را نقل میکرد. اوضاع اینها همین است!
کلام مرحوم علامه طهرانی درباره علما
نکتۀ مهم اینجا است که انسان آن علم و مطالب دین را چگونه فرا بگیرد و چگونه یاد بگیرد؟ این مهم است.
گفتیم که: باید نیّت برای خدا باشد و تمام این افکار که بعدها کسی بهدنبال انسان هست یا نیست، همه افکار شیطانی است! اینکه خدمتتان میگویم بهخاطر این است که شما در ابتدای کار هستید، هنوز در گود این مسائل نیفتادهاید و إنشاءالله هم نخواهید افتاد! ولی ما قضایا و مطالب زیادی دیدیم، از مسائلی که واقعاً موجب میشود انسان به خود بیاید و به خود بیندیشد.
یک جملهای از مرحوم آقا برای شما نقل میکنم و این جمله در نظرتان باشد. ایشان میفرمودند:
ما قبل از اینکه به قم برویم، نظرمان نسبتبه اهلعلم اینطور بود که همۀ آنها قدّیس و ارزشمند و صاحب مقام و اعتبار هستند، بهگونهای که اصلاً کسی نباید در حوزۀ حریم آنها وارد شود و همۀ آنها از مسائل دنیا مبرّا و دور هستند. اما وقتی که به قم و بهخصوص به نجف رفتیم ـ که دیگر قضیه عالیتر شد ـ متوجه شدیم که بعضی از این افراد در آن حدی هستند که انسان از عظمت و مرتبت و جلال، نمیتواند به آنها اشاره کند ـ امثال مرحوم علامه طباطبائی که در آن نقطه قرار دارند ـ و از سوی دیگر بعضیها آنقدر پست و فرومایه هستند که انسان نمیتواند از اینطرف به آنها اشاره کند و بگوید اینها اصلاً آدم هستند!
یعنی افراد کاملاً در دو نقطۀ مقابل وجود دارند و بین هر کدام از آنها مراتبی هست! درحالیکه هر دو از یکجا آمدهاند، هر دو یک درس خواندهاند، هر دو یک استاد دیدهاند؛ حتی افرادی که اهل علم و اهل فضل بودند!

