جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
16در این رسالهای که ما راجع به طهارت انسان نوشتهایم ـ إنشاءالله حالا یا بعداً رفقا این رساله را مطالعه میکنند و اگر نقد و نظراتی هم نسبت به آن دارند مطرح میکنند ـ در آنجا خواهند دید که وقتی ما وارد مسئله شدیم با کسی شوخی نکردیم و صریح [مطلب را در کتاب آوردیم!] به قول شخصی از رفقا که میگفت: «شما بولدوزر گذاشتهاید و اصلاً قضیه را از بیخ درآوردهاید!» گفتم: امام صادق شوخی ندارد! ما با امام صادق طرف هستیم نه با صاحب جواهر یا جناب وحید بهبهانی! اینها [در برابر امام صادق] چه کسانی هستند؟! این افراد برای خودشان محترم هستند، اما ما با اینها طرف نیستیم! طرف ما امام صادق است، طرف ما امام رضا است؛ ما باید به امام رضا جواب بدهیم! ما از مطالب امام رضا این مطلب را نفهمیدیم، حال وحید بهبهانی گفته است، خُب برای خودش گفته است و إنشاءالله خدا بهاندازۀ فهم و خلوصش به او اجر بدهد! بنده که مقلّد وحید بهبهانی نیستم، بنده که مقلّد صاحب جواهر نیستم؛ بنده ادعای پیروی و نوکری امام زمان را دارم! ادعا! آیا روی همین ادعا هم نایستم؟! به همین مقدار ادعا، نه واقعیت! لذا ما باید به امام و امام زمان پاسخگو باشیم، همین!
چگونه راههای نفوذ شیطان را ببندیم
این مطالبی که خدمتتان عرض میکنم، مطالب اساسی در طلبگی است! متوجه باشید! اگر ما از الآن روی این مطالب جلو نیاییم، بعدها ـ خدای نکرده ـ دست شیطان برای نفوذ و دستاندازی بر مواضع فکری باز میشود! ولی اگر طلبه از همان اول و پایه، به حساب خود با خدا و مردم و افراد رسید، تا آخر هم مستقیم به همان نقطه جلو میرود.
توفیقی که خدا به بنده داده بود این بود که من از اوّلی که پا به قم گذاشتم، براساس همان فکر خودم حرکت میکردم.
ما در طول درس و تحصیل در قم دچار نوسانات بسیار مهمی در حوزه بودیم. مطالبی و قضایایی پیش میآمد؛ این[آقا] علیه آن[آقا] اعلامیه میداد و آن علیه این اعلامیه میداد، آن شخص منبر میرفت و دیگری فلان میکرد، و طلبهها هم اینطرف و آنطرف میرفتند! خلاصه، اوضاع بسیار [نابهسامانی] بود.

