جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
17من آن موقع فقط و فقط کتاب مطول خود را دست میگرفتم! به من میگفتند: آقا، در فلان جا [قضیّۀ مهمی اتفاق افتاده است]!
ـ میگفتم: من میخواهم کتابم را بخوانم، همین! هیچ کاری هم ندارم!
ـ : آقا امروز فلان جا در فلان جلسه راجع به فلان کاری که فلان شخص کرده جمع میشوند، شما هم بیایید و ببینید که قضیه چیست!
ـ میگفتم: من باید مطول بخوانم!
ـ : آقا در فلان جا میخواهند راجع به فردی که به مسجد اعظم رفته و راجع به فلان مرجع صحبت کرده تصمیم بگیرند که آیا شهریۀ او را قطع کنند یا قطع نکنند! حتما شما باید بیایید، شما را هم دعوت کردهاند!
ـ میگفتم: من باید مطول بخوانم!
به هیچ مسئلهای کاری نداشتیم و از این زمینه هم خیلی قضایا پیش آمد، ولی الآن میبینم که کار من در آنموقع درست بوده است!
همین بود که همینطور جلو آمدم و به مسائلی رسیدم و بعد قضایا و مطالبی پیش آمد و دیدم افراد از انسان چه توقعاتی دارند! اما دیدیم نه، این توقعات با آن مبنای فکری ما جور درنمیآید؛ لذا زیر بار نمیرفتیم! حال که زیر بار نمیرفتیم، ما را متهم میکردند که این ضد فلان است! نه آقا، ما ضد کسی نیستیم، بلکه ما راه خودمان را میرویم.
طلبه در تحقیق نباید تحت تأثیر علما باشد
در زمانی که من مباحث نفس شفا را میخواندم، در مجلسی صحبتی شد و ما یک چیزی گفتیم و همه خندیدند. یک نفر از آنها گفت: «آقا این مطلبی که شما میگویید با مبانی حضرت آیةالله منتظری مخالف است!» گفتم: «حضرت آیةالله منتظری هم با مبانی بنده مخالف هستند!» آقا این جمعیت را خنده گرفت! خُب مخالف است که مخالف است، آقای منتظری که امام من نیست؛ مردی است برای خود و بهجای خود محفوظ! اگر عمل خیر انجام دهد، خدا أجر میدهد و اگر عمل خلاف انجام دهد، خدا مُعاقَب میکند. بنده هم همینطور هستم.
امام علیه السّلام این مرام و این مکتب را از ما میخواهد. بارها مرحوم آقای بروجردی میفرمودند:

