جایگاه علوم الهی در مقایسه با علوم دیگر
21ما در مسجد مدینه مینشستیم و پشت سر ما مجلسی بود. منبر و از این صندلیها میگذاشتند و افراد میآمدند مشغول صحبت میشدند و یک عده هم اطراف آنها مینشستند. من توجه که میکردم، میدیدم بعضی از این افراد به روایات خودشان خیلی وارد هستند و همینطور از حفظ روایت میخوانند. اما وقتی که نگاه میکردی، میدیدی عجب پلیدند! واقعاً چقدر پلید و چقدر کثیف و چقدر قسی و چقدر مکدّر! وقتی صحبت میکرد و به سؤالها جواب میداد، اصلاً انگار از دهانش آتش بیرون میآمد!! البته این مسئله در بعضی از آنها کمتر بود و بسته به مقدار عنادی که داشتند، کدورت آنها کمتر بود.
در آنجا یک نفر حرفی زد که به مکتب اهلبیت نزدیک بود، این شخص با قساوتی بهشدت رد کرد و گفت: «این حرفها را کنار بگذارید! اینها را کنار بگذارید! رها کنید!»
اثرات مخرب تحصیل علم قبل از تزکیه
لذا اینجاست که بزرگان همیشه توصیه میکردند که قبل از درس، به تزکیه بپردازید! تزکیه یعنی: نفس را سرکوب زدن و رام کردن است و او را مهیای برای جَلَوات و جذبات و بارقهها و نفحات الهی کردن. و این [در پرتو] عمل به دستورات است.
إنشاءالله خداوند به همه توفیق بدهد و همۀ ما را در آن مسیر کسب علم و کسب کمالی قرار بدهد که مورد توجه و رضایت امام زمان است! دارید میبینید دیگر!
یادتان میآید که من سالها قبل راجع به اینکه هر کسی که چند متر پارچه بر سر خود پیچیده، قابلیت زعامت و راهنمایی مردم را ندارد، صحبت کردم؟! حدود شش یا هفت سال پیش وقتی که راجع به بعضی از مطالب صحبت شد، عرض کردم که همانطور که مرحوم آقا فرموده بودند: «روزی خواهد آمد که نقاب از چهرۀ مدعیان برافتد و افراد آنها را را بشناسند!» خب، نگاه کنید!
یک امتحان پیش میآید و برای رسیدن به قدرت چه بر سر مردم در میآورند که کار به زدن و کشتن میانجامد! حالا شما از این تعجب میکنید که در عراق فلان آقا را کشتند، در عراق چند نفر را کشتند، دو تا افتادند به جان هم و این کار را کردند! ولی ما در زمان مشروطه نبودیم؛ در زمان مشروطه ده تا ده تا میکشتند و به دار میزدند! اینکه چیزی نیست! فلان عالمِ فلان شهر فتوای قتل فلان عالم را صادر میکرد و او را به دار میزدند! نصف شب از پشت بام در منزل او میریختند و جلوی چشم زن و بچهاش با تفنگ او را میزدند!

